به سردی یخ به قلم ملیکا کاظمی
پارت بیست و هفتم :
نگاهش کردم. نه دستش را به سمتم دراز کرد و نه نگاه پر شهوتش را به تنم دوخت. تنها با سری کج شده این را از من پرسید. به حرف آدم برفی فکر کردم. اگر به الکساندر اعتماد کنم، زندگیام تغییر میکند؟ شاید الکساندر بتواند مرا از دست صاحب نجات دهد؛ ولی اگر روزی بفهمد چرا به او نزدیک شدم، آن روز چه کسی میخواست از من در برابر الکساندر محافظت کند؟! بیخیال این خیالها؛ لبخندی زده و همراهیاش کردم. Ø
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آذر
2کراشم، زالِ من😂❤️ 🔥🤌 من میخام تو همون قاتل درنده یِ بی اعصابِ کله ***ِ روانی باشی. چ حرفی زد بچم؛ عالییییی اصن👏👌 نویسنده عزیز برفین با زال باشه لطفاااا
۲ سال پیشمونا
2واییییییییییی ارههه تو رو چه به رحم و مُرُوَّت😂
۲ سال پیشخیلی خوبه
2خیلی خوبه
۲ سال پیشسهیل
1سلام..من کمی گیج شدم..خرس قطبی و زال یه نفرن یا دوتا؟
۲ سال پیش.
1جفتشون یه نفرن
۲ سال پیشبانو
1واقعاً رمان قشنگیه اما پارت ها خیلی کوتاه من که دق کردم لطفاً یکم طولانیش کنید یا حداقل روزی دوپارت بزارید
۲ سال پیشفاطمه زهرا
1خیلییی رماان خوبیههه
۲ سال پیشفاطمه
1بسیار پارات عالی بود ممنون که این رمان جذاب به نوشتی قلمت همیشه بدرخش 🌹
۲ سال پیشمونا
3من هیچی برای گفتن ندارم 🤌 مثل همیشه عالی منم منتظر سکانس های وحشیانه و اکشنشم
۲ سال پیشفیونا
3از شخصیت خرس قطبی خوشم میاد🌝 مرسی از نویسنده عزیز بابت رمان خوبش🌹 منتظر سکانس های اکشنم🤌🏻
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Sghg
0خوبه