پارت بیست و نهم :

صدای تیک‌تاک ساعت، آهنگ حاصل از ضربه‌های عصبی دستم روی میز، تکون خوردن پاهام، لرزش نامحسوس بدنم، ضربان قلب و حتی برخورد محکم پلک‌هام روی هم؛ محیط متشنج و استرس دوری از آندریا، همه و همه باعث شده بودن حتی نتونم درست و حسابی نفس بکشم.
ابروهام رو با عصبانیت توی هم گره زدم و با تبدیل ضربهٔ آخر دستم به مشت محکمی روی میز، از روی صندلی بلند شدم.
هنوز یه قدم هم به جلو برنداشته بودم که نا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۹۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • لیلا

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • ثریا

    0

    😔🥲

    ۲ سال پیش
کپی شد!