پارت بیست و هشتم :


- ولی تو یه دختر داری.
عجیب بود اما حرفش انقدر به گوشم غریبه بود که بی‌اختیار نگاه پر از تردیدم رو به سمت آندریا سوق دادم.
هم‌زمان با سوال ابهام‌ برانگیزی که از ذهنم گذشت، دست‌هام و روی قلبم مشت کردم.
- این دیگه کیه؟...
آب دهنم رو با بغض قورت دادم و بعد از چند ثانیه به حرف اومدم.
- این دخترمه... پس چرا انقدر تنهام؟
افکار آزاردهندهٔ توی سرم و رها کردم و با نگاهی به اط

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • mohaddese

    0

    رمان بسیار جذابی هستش ممنون از نویسنده عزیز

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    0

    گیجم

    ۲ سال پیش
  • صحرا

    3

    چرا هر چی فکر میکنم این جنسن یادم نمیاد کی بود شاید شخصیت جدید باشه یه راهنمایی کن فاطمه جان تا از کنجکاوی ارور ندادم

    ۲ سال پیش
  • Fati

    4

    کارل جنسن همون خلافکاریه که جلد دوم یه مدت منشیش بود و معتادش کرد

    ۲ سال پیش
  • D

    4

    اونی که معتادش کرد

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    1

    نویسنده اگه رایان هم بکشی این رمان دیگه ارزش خوندن نداره

    ۲ سال پیش
کپی شد!