به سردی یخ به قلم ملیکا کاظمی
پارت بیست و یک :
«فصل سوم»
نگاهم را به کارت لابهلای انگشتانم انداختم. کارت حاوی اطلاعات جعلیام بود. نیشخندی بر لبانم شکل گرفت، از حالا به بعد من نیز عضوی از این تشکیلاتم!
کارت دو طرف داشت. یک طرف سپید بود، روی طرف سپید رنگ بارکدی وجود داشت. کنار بارکد سپیدتر، آدم برفی کوچکی وجود داشت. گوشههای کارت نیز حاشیههایی برجسته قرار داشت. قسمت مهم کارت، به آن طرف سیاه رنگ برمیگردد. آن سمتی که اطلاع
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

ملیکا کاظمی | نویسنده رمان
آره عزیزم
۳ ماه پیشAylar
0ممنون ملیکا جان 🩷🌷
۳ ماه پیش
ملیکا کاظمی | نویسنده رمان
خواهش میکنم عزیزم. این کم توجهی من بود که درست چهرهی برفین و توصیف نکردم.
۳ ماه پیشAylar
0نه عزیزم فکر کنم من خوب توصیف رو نخوندم و یادم رفته ❤️❤️
۳ ماه پیشMari
1یکی نیس بگه ت ک حامله ای این رمان با این صحنه های جنایت چیه میخونی 😂😂😂 رمانش برام هیجان انگیزه و دوس دارم ببینم اخرش چی میشه ادم با خوندن هر پارت بیشتر کنجکاو میشه😍👍
۲ سال پیشآیلین
0سلامممم من بعد دو سال این رمان و میخونم باید الان نی نی تون یک سال و خورده ای داشته باشه
۳ ماه پیشنسیم
0خوب
۲ سال پیشآیرین
0عاااالییه
۲ سال پیشآذر
4واقعا این رمان فرق داره❣️✨️
۲ سال پیشمریم
2عالی بود😂
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Aylar
0رنگ چشم های برفین آبیه؟