پارت پنجم :
به هال برگشتم و سطل زباله را کنارم قرار دادم و یکی، یکی پیش دستیها را تمیز میکردم که گوشی احسان زنگ خورد. پیش دستی خالی را روی میز گذاشتم و نگاهی به صفحه آن انداختم.
ش.ب؛ دیگر که بود؟
با آمدن احسان خودم را مشغول پاک کردن پیش دستیها ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

مهری
0سهیلا چون عاشق