پارت صد و بیست و ششم :





-واقعا. شیدا به چیزی بچسبه تا تهش هست. حتی اگه غرولند کنه.
-الان درست شده همون شیدای خیره‌سر. همچین رو دنده‌ی قوزه که نگم برات.
-خوبش‌و بخوای، داداشت اشتباه کرده زهرا. اون که می‌دونست شیدا چقد روی این موضوع حساسه نباید اینجوری می‌زاشت تو کاسه‌اش.
-آره! همه بهش گفتن. دیگه خودسری خودشو کرده. اونم زیرزیرکی کِرم می‌ریزه همیشه به شیدا.
-خدا خوب در و تخته رو ب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم گلی

    1

    عجب باداری پر دردسری ،رسما طاها رو به غلط کردن انداخت ،بیچاره اطرافیان که واقعا بین اونا موندن ،ممنونم نویسنده جان

    ۲ سال پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    👍👍👍👍

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️