پارت هشتاد و نهم

زمان ارسال : ۲۴ روز پیش

در حال بارگذاری پارت هستیم. مشاهده پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

768
118,172 تعداد بازدید
2,051 تعداد نظر
102 تعداد پارت

اطلاعیه ها :

نیلوفر سامانی : ۲ ساعت پیش

سلام‌سلام
اومدم بگم مرسی بابت لایک‌ها😍
راستی دیدید نظرات‌مون ۲۰۰۰ رو هم رد کرد؟؟
مرسی از دوستانی که در کامنت‌ها شرکت کردند و کمک کردن به اینجا برسیم❤️🫂❤️
با خوندن نظراتتون
همیشه خنده به لبم اومده :)
در واقع هیچ‌وقت فکرش هم نمی‌کردم کامنت‌ها۲۰۰۰تایی بشه...
انءشاءالله ۱۰۰۰‌تایی شدن لایک‌هامون😍

این چند وقت حسابی ترکیب امیر و بردی داریم
پس قراره کلی کییف کنید😎
#امیرک_بردی 😂

نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • آزاده دریکوندی

    10

    واو... محرابو ببین! چه گَنگ! اونجا که نوشتی جنازه رو بسته بندی کنه خیلی دارک شد.... فکر کردم می خواد تیکه تیکه اش کنه💔 صد هزارتایی شدن بازدیدت مبارکا😍

    ۳ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله محراب گنگ تشریف داشتن😂😂 ممنونم بابت تبریکت آزاده جانم❤️❤️

    ۳ هفته پیش
  • آوا

    00

    قربان شما😁من در این راه متعلق به همه ی شمام😂

    ۳ هفته پیش
  • یلدا

    00

    این طوری هم باحال میشه دوتا بردار ضد هم ولی امیر سام یه چیز دیگست براش لطفا رمان را زود جمع نکن تا دو ، سه سال وقت هست مهراب امیداورم بردیا به ذاتت اصلیت پی ببره نوید دورو

    ۳ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    منم امیدوارم بردیا زود پی‌ببره دو سه ساااال؟؟😂من الانشم ته رفتم یلدا جان😂❤️

    ۳ هفته پیش
  • نیلدا

    00

    یه سوال فنی ، من دقیق نفهمیدم بابک کیه و چرا به عنوان کسی که ممکنه برسام باشه در نظر گرفته می شه؟ از طرفی یه حسی بهم می گه رئیس اصلی مهراب جلال نیست و از برسام دستور می گیره.

    ۳ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    اگه به‌خاطر داشته باشی طبق لیست طلایی قرار بود یه دوئل بین ۴تا از مافیایی‌ها اتفاق بیوفته.بابک کیومرث جلال و ثامر.بابک یکی از اون۴‌نفر بود.

    ۳ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بابک با جلال همدست شد تا کیومرث و ثامر رو از سر راهشون بردارن.و اینکه رئیس مهراب جلال نیست.یه‌نفر دیگه است که تو پارت‌ها بهش اشاره‌شد ولی هویتش نامشخصه فعلا😬❤️

    ۳ هفته پیش
  • نری

    00

    یعنی ممکنه رئیس مهراب اون کسی باشه که از پشت تلفن با رز حرف میزنه؟شایدم اون برسام باشه ولی من احتمال میدم که اون رئیس مهراب باشه و بابک ، برسام باشه واای مغزم دیگه نمیشه🤯🤯😂😂😁🧡

    ۳ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به احتمال قوی تا آخر این هفته یه چیز هایی دستتون میاد😁

    ۳ هفته پیش
  • نری

    10

    شایدم اون پسره که از پشت تلفن با رز حرف میزد هم رئیس مهراب باشه هم برسام باشه🤔🤔😁

    ۳ هفته پیش
  • سیتا

    10

    خوب پس اون کی بود شب مهمانی خونه کیومرث رز تو باغ کشتش من فکر میکردم اون بابک بود خوب

    ۳ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    یه آدم غریبه بود عزیز

    ۳ هفته پیش
  • سارای

    00

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونم سارا جان❤️خداروشکر بهترم🍍 سعی‌میکنم قاطی نکنم😂😂

    ۳ هفته پیش
  • ثریا

    00

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😂😂😂 من سعی داشتم معما حل کنم نه پیچیده‌تر بشه😁❤️

    ۳ هفته پیش
  • ماهیلا

    ۳۷ ساله 10

    سلام نویسنده عزیز گفتم منم بیام رخی بنمایم و حدسمو بگم برسام همون خاج هست فک کنم🤔

    ۳ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام😍چه خوب که رخ نمادید❤️😍خاج نمیتونه باشه عزیزم چون سنش یکم بالاتره

    ۳ هفته پیش
  • سمرا

    10

    گفته بودی به شخصیت برسام اشاره شده وقتی اینو گفتی فقط به پسری که رز باهاش حرف میزنه اشاره شده بود به احتمال زیاد برسام همون پسره بردیا و اون پسره هم سنن؟! 😁

    ۳ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    من میدونم تا سن تک‌تک کارکتر‌ها رو از من نپرسی تسلیم نمیشی😂😂به این سوال جواب نمیدم😂❤️به‌زودی مشخص میشه...

    ۳ هفته پیش
  • *.....*

    10

    با اینکه اصلا در مورد نوید واقعی بحث نشده ولی از اینکه فهمیدم شاید یک آدم خوب باشه دلم براش سوخت که از بازی حذف شده .چه می دونم شاید من زیاد دل نازکم ولی حس خوبی به اینکه نوید واقعی حضور نداره ،ندارم

    ۳ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    واقعا هم چه مهربونی😢😢 من الان خودم تو کامنت قبلی که از مادرش گفتم ناراحت شدم... چه وضعشه😢 روحیه ام به سناریو های مغزم نمیخوره😂

    ۳ هفته پیش
  • *.....*

    10

    خیلی خوب بود ولی باز هم من گیج شدم واقعا بعضی اوقات یه قسمتی از رمان رو یادم می ره و از اینکه فهمیدم نوید اون شخصیت بده نیست و یکی بدلش هس واقعا خوشحال شدم و شرمنده بابت فوش هایی که بهش دادم 😂🤦🏻 ♀️

    ۳ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونممم❤️ در واقع تمام این مدت ما اصلا سرگرد نوید خسرومنش رو نداشتیم. مهراب با گریم و تغییر قیافه خودش رو جای نوید گذاشته بود😬

    ۳ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    یه قسمتی هم بود که مادر نوید میاد میگه پسر من اصلا خونه نمیاد رفتارش خیلی عوض شده و نمیتونم بشناسمش😢

    ۳ هفته پیش
  • آوا

    00

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی دختر مهربووون❤️😍خوشحالم که همراه مایی❤️

    ۳ هفته پیش
  • آوا

    10

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    کم‌کم به جواب همه ی سوالاتت میرسی آوا جان❤️از اینجا به بعد راز‌ها دونه دونه مشخص میشه😍

    ۳ هفته پیش
  • آمینا

    00

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزم جلال از پشت تلفن به بابک گفت قیافه نوید برام آشناست. در واقع مهراب با تغییر قیافه خودش رو جای نوید اصلی گذاشته بوده تو تمام این مدت❤️

    ۳ هفته پیش
  • سایه

    00

    ی اطلاعیه زدی پاکش کردی فک کنم چون برام بالا نمیاد راجب برسام گفتی و من دقیقا تیکه اولش رو خوندم و واسم اسپویل شددددد حالا شاید توهم زدم نمیدونم. باورم نمیشه برسام اونه.

    ۳ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    نه نه اشتباه متوجه شدی😂❤️ بذار الان دوباره میذارمش کامل بخون

    ۳ هفته پیش
  • سایه

    10

    آخیییششششششش من دقیقا تا اون تیکه ایی خوندم که نوشته بود امیر سام همون برسامه و اینجوری بودم که مگه داریمممم مگه میشههه پس تکلیف بهار چی میشه واقعا خوشحالم که اینطور نیست😂😂

    ۳ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    آخه مگه میشه همچین اسپویلی رو اطلاعیه بدم؟❤️😂ولی باعث شد رخ بنمایی😂اولین‌بار بود اسمت رو میدیدم😍

    ۳ هفته پیش
  • سایه

    10

    اون لحظه واقعا مغزم هیچی نکشید رسما هنگ کردم😂😂 تنبلی نمی ذاشت ولی از این به بعد منتظر رگباری از نظراتم باش💙🦋

    ۳ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خیلی هم عالی😍❤️

    ۳ هفته پیش
تاربام، گذرگاه سکون لحظاتی پیش

زمانی که در نواشهر سوگند، دختر بیست و سه‌ ساله‌ی خانواده کاملی به طرز وحشتناکی به قتل می‌رسد و جسدش ساعت‌ها پس از مرگش در اطراف شهر کشف می‌شود، دانیار سلیم‌زاده، فرزند ارشد خانواده سلیم‌زاده، به دستور پدر آماده رفتن به تهران است برای قدم گذاشتن در مسیر شغلی‌ای که از پیش برایش تعیین شده است، امّا این اتفّاق به یک آن، همه چیز را تغییر می‌دهد و دانیار را از رفتن منصرف می‌سازد. او قدم در مسیری می‌گذارد که در نهایت به کشف وقایعی هولناک منتهی می‌شود. وقایعی که نه تنها زندگی خودش و اطرافیانش را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بلکه یک شهر را به هم می‌ریزد. و دانیار که اسیر عشقی دیوانه‌وار می‌گردد، در این مسیر بی گدار به آب می‌زند...

محبوبترین های هفته

راه های دانلود اپلیکیشن

یک جرعه از کتاب غرور_و_تعصب

تعداد آدم‌هایی که من واقعا دوستشان دارم زیاد نیست؛ تعداد کسانی که نظر خوبی دربارشان دارم از آن هم کمتر است "من هرچه بیشتر دنیا را می‌شناسم از آن ناراضی‌تر می‌شوم" هر روز که می‌گذرد بیشتر معتقد می‌شوم که آدم‌ها "شخصیت ناپایداری دارند" نمی‌شود روی ظواهر، لیاقت یا فهم و شعورشان حساب باز کرد! نویسنده : جین آستین

فروردین
۲۷
نقد و بررسی رمان سووشون

اکثر ما داستان سیاوش و مرگ مظلومانه اش را به احتمال زیاد شنیده و یا خوانده ایم. در سوشوون نیز با داستان یوسفاکثر ما داستان سیاوش و مرگ مظلومانه اش را به احتمال زیاد شنیده و یا خوانده ایم. در سوشوون نیز با داستان یوسف

اسفند

نویسنده و گوینده : بهاره نوربخش - @bahare.noorbakhsh

بهمن

نویسنده و گوینده : بهاره نوربخش - @bahare.noorbakhsh

دی

نویسنده و گوینده : بهاره نوربخش - @bahare.noorbakhsh

آذر

نویسنده و گوینده : بهاره نوربخش - @bahare.noorbakhsh

آبان

نویسنده و گوینده : بهاره نوربخش - @bahare.noorbakhsh

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

شما هیچ پیامی ندارید