پارت صد و یازده :

دکتر فاخر با دیدن مهرداد از ماشین پیاده شد و جلو آمد. شمیم هم کنجکاو بود علت حضور او را بداند اما به خواست مهرداد سلام و احوال‌پرسی مختصری کرد و تنهای‌شان گذاشت.
مهرداد دست دکتر فاخر را فشرد و دلیلی هم ندید که تعجبش را از حضور ناگهانی او پنهان کند:
ـ این طرفا آقای دکتر؟! هر جایی فکر می‌کردم ببینم‌تون جز این‌جا.
فاخر به عادت همیشگی دستی به موی کم‌پشتش کشید و عینکش را اندکی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!