ماه زخمی به قلم روژان کاردان
پارت بیست و یک :
سری بیخیال برای خودم تکون دادم و گفتم:
-من الآن فقط به نظافت نیاز دارم، نه فکر به معمار و معماری این خونه.
دوشی گرفتم و به اتاقم رفتم. میخواستم یهکم استراحت کنم تا بریم پیش مونس خانم. چشمامو بستم و به خواب عمیقی رفتم.
با حس اینکه یکی داره موهامو ناز میکنه چشم باز کردم. با دیدن پونه خندیدم که با حرفی که پونه زد کاملا خندهام خفه شد.
-انتظار نداشتی من باشم؟ فک
مطالعهی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

روژان کاردان | نویسنده رمان
🤣🤣وای
۸ ماه پیشدنیا
0عکس شخصیتا رو میزاری؟میخوام از همین پارت ۲۱ ببینم چه شکلیه این مهوا خانم
۹ ماه پیش
روژان کاردان | نویسنده رمان
سلام عزیزم استوری امروز رو چک کنید لطفا❤️
۹ ماه پیشرها
1خیلی خوبه و اصلا خسته کننده نیست
۲ سال پیشسیتا
0خیلی باحاله پونه میگه فکر می کردی پنداره داره نازت میکنه از بس این صحنه تکراری شر تو اکثر رمان ها
۳ سال پیشAa
0👏🙏💐
۳ سال پیشندا
3سلام خوبه ولی چراچندخط مخاطب بعد۱۲ روزمنتظربودن این حقش نیست
۳ سال پیشاسرا
3عالیه ممنون بابت پارت آدینه خوش باشه
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

الناز
0خانمون مرز های متفاوت بودنو جابجا کرده نه دک و پز داره نه خونه ویلایی کت شلوار نمیپوشه نه راننده داره نه سیبیل😂😂😂😂