ماه زخمی به قلم روژان کاردان
پارت بیست و دوم :
نفس عمیقی کشید و به چشمام زل زد. اینو فهمیده بودم هر موقع میخواد صداقتشو یا حسشو بهم بفهمونه این کار رو میکنه.
شمرده شمرده گفت:
-شیوا بیگناه نبود!
تا اومدم لب به اعتراض باز کنم دستشو بالا آورد و علامت ساکت باشو نش ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
غمگین
20عالی بود دستت طلا 🌷ولی پارت زود به زود بزار لطفاً بدم میاد تو خماری بمونم