پارت بیست و دوم :


نفس عمیقی کشید و به چشمام زل زد. این‌و فهمیده بودم هر موقع می‌خواد صداقتش‌و یا حسش‌و بهم بفهمونه این کار رو می‌کنه.
شمرده شمرده گفت:
-شیوا بی‌گناه نبود!
تا اومدم لب به اعتراض باز کنم دستش‌و بالا آورد و علامت ساکت باش‌و نشون داد.
‌-اجازه بده کامل بهت بگم، بعد اگر جایی شک و شبهه‌ای داشتی بپرس. من کلا چند ماهی بیشتر نیست که خان شدم. قبل من خان بابا بود. اون یه مرد دیکتا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت همه شخصیت ها در رمان ماه زخمی همه شخصیت ها
آخرین نظرات ارسال شده
  • غمگین

    2

    عالی بود دستت طلا 🌷ولی پارت زود به زود بزار لطفاً بدم میاد تو خماری بمونم

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    2

    پس شیوا بیگناه هم نبوده ولی این که خود مردم بخوان بکشنش هم ظلم هست یا به مادرش و مهوا حمله کردن باید قانون همه چیز رو حل کنه

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    5

    وای که منتفرم ازخیانت البته توهرکاری

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️