پارت بیست :


من که سویچ ندارم! سویچم و گوشیم معلوم نیست کی از جیبم افتاده بود. با چیزی که جلوم گرفته شد با تعجب به پندار نگاه کردم.
سویچ ماشینم! لبخندی زدم و از دستش گرفتم و به سمت صندوق رفتم.
چمدونم‌و آوردم بیرون که پندار خیلی سریع به سمتم اومدم و گفت:
-نیارش بیرون.
برگشتم با تعجب گفتم:
-چرا؟
شونه بالا انداخت و گفت:
-خب ماشین‌و ببریم جلوی خونه پارک کنیم امنیتش بیشتره.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۸۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت همه شخصیت ها در رمان ماه زخمی همه شخصیت ها
آخرین نظرات ارسال شده
  • Zahra

    1

    سلام خوبی تسلیت می گم غم اخرتون باشه

    ۳ سال پیش
  • سارای

    0

    سلام عزیزم خوبید، از پارت جدید خبری نیست، خدای نکرده اتفاقی افتاده براتون؟

    ۳ سال پیش
  • روژان کاردان | نویسنده رمان

    بله یکی از بستگانم فوت کرده انشالله فردا پارت جدید داریم

    ۳ سال پیش
  • سارای

    2

    غم اخرتون باشه من نمیدونستم،تسلیت میگم🖤🖤

    ۳ سال پیش
  • حدیث

    0

    سلام پارت باحالی بود خسته نباشید، تسلیت عرض میکنم⚫🤍

    ۳ سال پیش
  • ساناز

    4

    سلام نویسنده عزیز تسلیت میگم انشالله غم آخر تون باشع

    ۳ سال پیش
  • Mina Shk

    0

    چرا از پارت ۱۰دیگه باز نمیشه

    ۳ سال پیش
  • Aa

    0

    👏👏👏🙏💐

    ۳ سال پیش
  • Zarnaz

    4

    عالی فقط اون تیکه که گفت کدوم آدم عاقلی حمام تو آشپز خونه میزاره🤣🤣

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️