پارت نود و نهم :

یک هفته گذشت...

دو روز پیش حکم دادگاه اعلام شده بود؛ هشتاد ضربه شلاق، دو سال حبس و دیه‌ای بیش از پنجاه میلیون که بخش عمده‌ی آن به شکسته شدن دندان جلوی شمیم مربوط می‌شد، از مواردی بود که ناصر به آن محکوم شده بود. تنها بخشودگیِ مهرداد برمی‌گشت به مبلغ دیه که آن را از طریق امین اطلاع داده بود و بنا داشت برای دیگر احکام، حکم اجرائیه بگیرد.
فارغ از مراحل اصلی این پرونده، صبح زود Ø

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۳۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • شادان

    1

    وااای دقیقا ..من که دلم حسابی برای مهرداد سوخت ...واقعا ای کاش پدر شمیم اینقد دخالت نمیکرد...

    ۶ ماه پیش
  • Zehi

    0

    بلاخره این دوری اثرات خودشو روی هر دو نفر گذاشت چه جنبه های خوب و چه جنبه های بد...ولی لازم بود؛ این فاصله لازم بود، به این حرفهای مهرداد می ارزید...کم کم داره کینه منم کم میشه🤣😉

    ۱۲ ماه پیش
  • نسترن

    0

    آخی یکم دلم براش سوخت

    ۱ سال پیش
  • میم

    2

    هیچ فکرشو نکرده بودم که مهرداد مغرور و سرسخت بتونه اشکمو دربیاره 😥😥😥

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️