آن سبو بشکست به قلم مریم جاری
پارت صد :
فیلم را برای شمیم فرستاد و مهیای روز پرمشغلهاش شد.
چند ساعتی سر ساختمان رفت و فارغ از آن راهی کارواش شد و نهایتاً چیزی به چهار بعدازظهر نمانده بود که به خانه برگشت.
بیشتر از روزهای گذشته به آمدن شمیم دل خوش کرده بود و برای چندمین بار گوشیاش را چک کرد تا ببیند فیلمش دیده شده یا نه؛ اما تیک آبیرنگ و یکسویه، باز هم به رویش دهنکجی کرد و ناگزیر راهی حمام شد.
پس از آن پیرØ
لطفا صبر کنید...

Zehi
1وای اگه در باز شه شمیم با دلبری بیاد داخل😌💃🏻