آن سبو بشکست به قلم مریم جاری
پارت شصت و یک :
مهرداد چگونه توانسته بود با این صراحت از طلاق دادنش حرف بزند؟ چه میشد اگر تصمیمش را در لفافه میگفت، و یا فقط یک روز دیگر آن را در دهانش میخیساند؟ ای کاش که اینطور میشد؛ آن زمان حتماً تصمیم شمیم هم رنگ و بوی دیگری میگرفت، و چه بسا که عشق مانع از اجرایی کردن آن میشد.
او قصد داشت فردا که پرده از واقعیت برداشته میشود، به تلافیِ عدم اعتماد و سردی مهرداد، او را ترک کند و مدتی ب
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

نسترن
0بعضی اوقات چه زود دیر میشود