به سردی یخ به قلم ملیکا کاظمی
پارت ده :
قدمی به سمتش برداشتم. چشمانش از شدت تمرکز تنگتر شد، اما من حتی برای لحظهای هم درنگ نکردم. میدانستم چه کنم. من باید وانمود میکند که مهرهای پیشکش شده برای او هستم.
صدای کفشهایم بر زمین مرمرین، در حالی که به او نزدیکتر میشدم، مثل ضربهای از یک چکش سنگین به گوش میØرمان مورد نظر به علت ویرایش تا اطلاع ثانوی امکان مطالعه ندارد. با تشکر از صبر و شکیبایی شما مخاطبین عزیز
مطالعهی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
Aylar
0آدم برفی شکلش هرطور که ببینم شبیه زومبیه
۶ ماه پیش
ملیکا کاظمی | نویسنده رمان
آره از عمد اینطوری انتخابش کردم. شبیه توصیفات هست؟!
۶ ماه پیشAylar
0آره خیلی خوب انتخابش کردی خود توصیفاته👍🏻 ،قیافش خیلی ترسناکه حس میکنی از صفحه گوشه بیرون میاد بهت حمله میکنه😁😂❤️
۶ ماه پیشآیسل
1نمیدونم چرا ولی حس خوبی از ادم برفی میگیرم
۸ ماه پیشفاطمه
0ممنونم بابت رمان های خوبتون این رمان ها همدم تنهایی های منم با تشکر از شما
۲ سال پیشنرگس
0عالی
۲ سال پیشمحدثه
0عالیه
۲ سال پیشAa
0🙏🌺🌺🌺
۲ سال پیشآیرین
0👏👏👏👏
۲ سال پیشخانم محمدی
5داستان جالب هست وخواننده روترغیب به پیگیری وخواندن ادامه داستان میکنه
۲ سال پیش۱۹ساله
0خیلی جذاب و هیجان انگیزه بی صبرانه منتظر پارت بعدی هستم
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

titi
1به طرز عجیبی آدم برفی رو دوست دارم:›