به سردی یخ به قلم ملیکا کاظمی
پارت هشتم :
این شعاری بود که صاحب ملکهی ذهنم کرده بود. او مدام از برف میگفت. از برف میخواند و از برف مینوشت. من مطمئنم که او روزی عاشق برف بوده. صاحب عاشق برف بوده و برف هم عاشق او... همانند تقدیر آدم برفی که دل به خورشی بسته... برف هم در مقابل صاحب ذوب میش ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

الی
0قلمت مانا ❤️