به سردی یخ به قلم ملیکا کاظمی
پارت هشتم :
این شعاری بود که صاحب ملکهی ذهنم کرده بود. او مدام از برف میگفت. از برف میخواند و از برف مینوشت. من مطمئنم که او روزی عاشق برف بوده. صاحب عاشق برف بوده و برف هم عاشق او... همانند تقدیر آدم برفی که دل به خورشی بسته... برف هم در مقابل صاحب ذوب میشود. صاحب آتش نیست، او خودِ شیطان رمان مورد نظر به علت ویرایش تا اطلاع ثانوی امکان مطالعه ندارد. با تشکر از صبر و شکیبایی شما مخاطبین عزیز
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
فاطی
1الهی..عالی...
۲ سال پیشسکوت
1شت من تا الان مخفف اسم الکساندر رو اَلَک میخوندم💀
۲ سال پیشفاطمه
1عالی بود من عاشق رمان جنایی ام
۲ سال پیشAa
2قلمتون زیبا وعالیه ممنون موفق باشید🙏💐
۲ سال پیشاسرا
1چقدرعفب افتاده بااینکه بیشتراز۲۰ساش خیلی ناامیدکننده است🙏💞
۲ سال پیش
ملیکا کاظمی | نویسنده رمان
خب پشت عقب مونده نشون دادن این شخصیت یه هدفی هست گلم
۲ سال پیش.
1حالا چرا این مرتیکه صاحب اونا رو میکشه؟
۲ سال پیش
ملیکا کاظمی | نویسنده رمان
توی قسمت های آیندهی رمان مشخص میشه عزیزم
۲ سال پیشآزین
2رمانه خوبی 👏
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

الی
0قلمت مانا ❤️