پارت شانزده :
تعادلم و از دست دادم و با تموم خیسی و سنگینیای که توی سرم حمل میکردم روی زمین سقوط کردم.
هنوز چیزی از موقعیتم نفهمیده بودم که صدای جیغ کلر توی گوشم پیچید؛ دستی به موهام کشیدم و از روش بلند شدم.
با اخمهایی که از حیرت توی هم گره خورده بودن، دستش و به دیوار گرفت و در حالی که نفس نفس میزد از روی زمین بلند شد.
- چه مرگته تو؟ فکر کردم زیر آب مردی...
دستم رو به علامت سکوت بالا گرفت
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۸۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

زهره عباس زاده
4داره خوب پیش میره