پارت پانزده :


با بی خیالی شونه ای بالا انداختم و زیرلب گفتم: هیچ غلطی نمی کنن.
- اشتباه می کنی تا حالا سر خیلیا رو زیراب کردن حتی با یکی از نگهبان ها هم لج کردن و باعث شدن از کار اخراج شه.
پوزخندی زدم و چون حوصله نداشتم از پله ها برم بالا کنارش نشستم.
- خوشحال میشم ازینجا اخراج شم.
- مقصد بعدیت میشه اون دنیا ها!
با جدیت و نگاه بی‌روحی که توی لحن یخ‌بسته‌ام، تازگی داشت بهش نگاه کردم و

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهره

    4

    چقدر همه جا نامرد زیاد شده

    ۲ سال پیش
  • ثریا

    4

    عالی 🥰🔥

    ۲ سال پیش
کپی شد!