پارت یازده :

در برابر نگاهی که شمیم دزدید، گره ابروانش را شل کرد و با شوخ‌طبعی گفت:
ـ حالا خیلی دلت شور نزنه. دیشب رو کنار "تویوتا کُرولا" خوابیدم. صندلیش به نرمی و گرمی آغوش دوست‌دختر خودم نبود اما از خونه‌ی پدرش بی‌منت‌تر بود.
از طنز کلامش لب‌های شمیم به خنده باز شد و محکم به آغوش مهرداد چسبید. کمی بعد هر دو به اتفاق پایین رفتند.
شمیم از دیدن دستبند و گل خیلی بیش‌تر از انتظار مهرداد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۸۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • میم

    0

    خیلی عالیه 👏

    ۱ سال پیش
  • سمیرا

    2

    مهرداد با اینکه شخصیت منطقی داره و لوس نیست اما ابراز عشقش به شمیمو خیلی دوست دارم میدونه چی رو کجا بگه مرسی خانوم جاری. قلمتون گرم و دلنشینه

    ۲ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    بله، مهرداد منطقی و در عین حال عاشق‌پیشه‌ست😍

    ۲ سال پیش
  • Sedi

    2

    عالی

    ۲ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    نگاه‌تون عالیه عزیزم. ممنونم از همراهیتون🌺🙏

    ۲ سال پیش
  • رابعه

    1

    عالی

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️