پارت صد و هفده :

شهریور ماه هوا آن‌قدر گرم بود که نفس توی سینه‌ی آدم حبس می‌شد. فریال حوصله‌ی بیرون رفتن را نداشت... مزون هم دو هفته‌ای بود که به خاطر همین گرما و روزهای بارداری سر نمی‌زد! همه چیز را بیشتر از قبل به پریناز سپرده بود و خودش توی خانه می‌ماند. تلویزیون می‌دید و از اینستاگرام لباس‌های نوزادی دخترانه سفارش می‌داد. انواع اسباب بازی و وسایلی که برای یک نوزاد نیاز بود. کریر و کالسکه، تخت خوا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • لاکی

    0

    خبری از اسکوبار نیستا کجاس؟

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    میادش...🥰

    ۲ سال پیش
  • میترا

    0

    تا وقتی تو شکمته از یک لحظه حرکت نکردنش جون به لب می شی وقت بیرون شکمته از هر لحظه حرکتش🤔😒😒😒

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    وای دقیقا😅 خداروشکر تجربه دارم💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • مهلا

    0

    💜💜🥰

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🥰😍

    ۲ سال پیش
  • ستاره

    0

    آشغال هاراپرت بده😳 تاحالانشنیده بودم😂😂😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مگه شما توی خونه نگه می‌دارید؟😲

    ۲ سال پیش
  • ستاره

    0

    نخیر،ماآشغال هارابیرون میذاریم پرت نمیدیم بیرون خانم،منظورم جمله پرت دادن بود،ازشمابعیدبوداین مدل جواب دادن

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ازشماهم بعیدبود ک آشغال هارو توی سطل زباله سرخیابون نندازید.دروبازمیکنیدمیذاریددم در؟من همون مدلی ک شماکامنت گذاشتیدپاسخ دادم.شماخودتم گفتی پرت نمیدیم😐

    ۲ سال پیش
  • ستاره

    0

    بله عزیزم اینجامدلش اینه فقط روزهای جمعه که دم درنمیان سطل سرکوچه برای این روزاست ،اصن من منظورم کلمه پرت دادن بود،مامیگیم رفته آشغال رابذاره دم درحالایاتوسطل ،پرت نمیده...شماخیلی بدخواب دادیدمتاسفانه

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قرار نیست چون سمت شما این مدلیه تمام کوچه خیابون های ایران این مدلی باشه😊در ضمن من کلی کاراکتر دارم که از هر نظر باید با هم متفاوت باشن.موفق باشید

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    اتفاقا آزاده جونم ما میگیم پرت کردن تازه شوت کردنم میگیم میگیم آشغالا شوت کردیم تو سطل آشغال 🤣😁

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم زرناز عزیزم🥰💚

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    بد خواب دادید؟؟؟ تا حالا نشنیده بودم😊

    ۲ سال پیش
  • ام البنین

    2

    عزیزم پرت کردن کلمه اشتباهی نیست چرا دنبال این هستین ک مدام از بقیه سوتی بگیرین پرت بده یا پرت کن انچنان نامفهوم نیست ک تو نشنیده باشی

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم ام البنین عزیزم🥰💚

    ۲ سال پیش
  • نیلوفرسامانی

    0

    احساس می کنم اون لحظه که فریال سر شیرینی گفت بابا، یادش رفته ازدواج کرده و داره مامان میشه😂😂😂❤️❤️❤️ولی واقعا خواهر و برادرها همین طورن👌🏻👌🏻

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    یادش رفته معین اونجاست و از نقش یه خانوم آروم اومد بیرون یهو🤭

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    یادش رفته معین اونجاست و از نقش یه خانوم آروم اومد بیرون یهو🤭

    ۲ سال پیش
  • ایلما

    0

    ار حق نگذریم فریال خیلی مهربون و دوسداشتنی 🥲خیلی خوشحالم براشون 😊آزاده جون من چند وقته یه سری درگیری دارم راستش فعلا نمیتونم رمان جدیدت و بخونم ایشالا سرفرصت😘

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    هر زمان اومدی قدمت روی چشم🥰

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    0

    💖

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚

    ۲ سال پیش
  • مرجان

    1

    آزاده جون این حق ما نیست که خبر بارداری گلشن رو نشنیده از این دنیا بریم لطفااااااا لطفااااااا خبرشو بهمون بده بخونیم ذوق کنیم😩😖🥲😭

    ۲ سال پیش
  • مرجان

    0

    وااای دلم قنچ رفت برای ذوق فریال و چقدر هم غش کردم سر تعجب های معین🤣🤣🤣 به این نتیجه رسیدم اگه یکی مثل معین بیاد خاستگاری من یا از حیرت سکته میکنه یا از مملکت فراری میشه😂😂😂🤣😭🔪

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    0

    معین همه عاشق کرده حتاقمرالموت اگه یکی سن معین داست ولی شیطون پرصدابودمیگفتن هنوزکوچیکه ماشاله بهش همین جورهم برای فریال کارمیکنه ممنون خانم زیبا💞💋

    ۲ سال پیش
  • منیر

    0

    فرهاد که به معین میگه:چیزی نیست، آشنا میشی باهاش🤣🤣

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    0

    آخ آخ آخ چقددوست داشتنی بدون مراسم رفتن سرزندگیشون یعنی؟؟؟ ایول فرهااااد😂😂😂

    ۲ سال پیش
  • مریم گلی

    1

    خیلی خوشحال شدم که بچه شون دختره ،ان شاالله تا قبل از تموم شدن مونالیزا توی یه پارت هم خبر بارداری گلشن رو به ما بدی آزاده جان،من به شخصه خیلی خوشحال میشم ،ممنونم آزاده جان

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    0

    تابستون هوا گرمه زیاد از خونه بیرون نمیان واسه همین پارت ها واسه سه فصل دیگه سال هست😅به سلامتی پس دختردار شدن.مبارک باشه.دلمون واسه ننه قمر هم تنگ شده بود چه خوب دوخط ازش گفتی.فرهاد هم که خدای شیطنت

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نه به خاطر گرما نبود چون باید رمان تموم بشه یکم هل دادم بیاد جلو 😅

    ۲ سال پیش
  • حنا

    0

    دلم میخاد واکنش عطاو فرهاد ببینم ،،یاحنی مثلا مثل فیلما بنویسی سه سال بعد😂😂😂😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نه من هرگز نمی‌نویسم سه سال بعد😅 خب واکنششون که قابل حدسه... بارها توی متن نوشته شده که عطا در اون صورت تمام هتل رو شیرینی میده

    ۲ سال پیش
کپی شد!