پارت صد و شانزده :

رمان مونالیزا داره به پایان خودش نزدیک می‌شه! همین حالا به رمان جدید «مهمیزهای سیاه» سر بزن و هیجان رو تجربه کن💚
فریال موبایلش را به گلدان وسط میز تکیه داده بود و در حالی که به تصویر عصبی مادرش نگاه می‌کرد، کمی کره به نان تست مقابلش مالید.
- من چند بار به تو گفتم زیر بار این حرف‌ها نرو؟؟ فریال چرا گوش نمی‌دی؟
فریال شانه‌هایش را بالا انداخت و چاقوی توی دستش را روی کره گذاشت.<

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۶۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • محی

    1

    آخی بگردم واسه مرتضی🥹

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    گناه داره خیلی😅

    ۲ سال پیش
  • Roghayyeh

    0

    وای خداروشکر 😍بالاخره عطا اخماشو باز کرد اگه فریال یه دخترمثل خودش بده بغل باباش عطا قربون صدقه معین هم میره

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    رضایت عطا حتی واسه شیرینی خوردن هم واجبه 😄

    ۲ سال پیش
  • لاکی

    0

    دوس ندارم رمان تموم بشه من تازع باهاش انس گرفتم🥺

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عزیزم🤩خوشحالم دوست داشتی... منتظر جلد سومش باش🤩

    ۲ سال پیش
  • لاکی

    0

    بیصبرانه منتظرم😍👌🏻

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    0

    لطیفه رولت👌عطادلش نوه میخواست 😁❤

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    لطیفه دوست دارم😋

    ۲ سال پیش
  • میترا

    0

    واقعا من خودم خیلی از این موارد را تجربه کردم و خیلی جاها به جای فریال گریه کردم

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🥲

    ۲ سال پیش
  • مهلا

    0

    پدر دختری قشنگی داشت💜💜 دلم برا مرتضی سوخت🤣🤣💜

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نمی‌فهمم چرا هرکسی دلشم واسه مرتضی می‌سوزه می‌خنده؟😂

    ۲ سال پیش
  • ایلما

    0

    مرتضی اگه دزدی ماهی هارو گردن من نمیندازی یه نظری راجع بهت بدم🤣🤣حیف اعتیاد داشتی وگرنه کیس خوبی بودی برای ازدواج که برات آستین بالابزنیم ینی خیلی باحالی ومشتی هستی 😜🤨😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نه مرتضی یکمی خله به نظر من😅

    ۲ سال پیش
  • ایلما

    0

    سحر چه مادرزن و چه مادرشوهر غرغرویه خدا ب دادمعین برسه😐ولی خودمونیم عطا مهربون میشه خیلی بهش میاد🫠😁😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خیلی خیلی بهش میاد🥰😍

    ۲ سال پیش
  • رویا (دلتنگ عطا)

    0

    ولی مرتضی ام خیلی زرنگه هاااا خوب مچشون و گرفت 😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    سلطان مچ گیریه🤭

    ۲ سال پیش
  • رویا (دلتنگ عطا)

    0

    این رو فاکتور بگیرید که من از گلشن بدم میاد ولی واقعا گلشن در حق مرتضی ظلم نکرده ؟ یا امین ؟ هر وقت من اینا رو دیدم داشته به مرتضی کنایه میزده منو سرشکسته کردی و با داداش کوچیکشم اصلا مهربون نبوده😑😒

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    گلشن کلا به خاطر اون مشکلاتش که به خاطر پیمان و مامانش از سر گذروند کلا خلق و خوی تندی گرفت دیگه.یه مدت قرص اعصاب می خورده توی دژاوو مگه یادت رفته به پیمان گفت؟

    ۲ سال پیش
  • مرجان

    0

    عطا میرزا تو بهترین و بهتریننننن پدر دنیاییی مرد بزرررگ✨️🔥😍😆😁❤️❤️❤️❤️❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا هم بابای خوبیه😍

    ۲ سال پیش
  • مرجان

    0

    الهی بمیرم من برای دل بچم مرتضی❤️ 🩹🔪😭😭😭😭 خب توروخدا آزاده جون اون دختر خوشگل مهربونه (که اسمشم مرجان😆🤣) بود رو بفرست سراغ مرتضی من دق میکنم عشقم تهنا بمونه توی اون خونه 😭😭😭😭😭😭💔❤️ 🩹🔪

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    باید تکرار کنم که یه عقاب همیشه تنهاست😎

    ۲ سال پیش
  • هانا

    0

    دلم برا مرتضی سوخت بیچاره گناه داره .عطا هم کوتاه اومد ولی همیشه باباها عشق دختراشونن واسه اینه حسودی میکنن نسبت ب داماداشون البته این واسه اوایله بعدش کنار میان

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    پدرها به شدت نگران دخترهاشون هستن ولی خب دیگه عطا هم باید خیالش راحت باشه که یه دوماد گوگولی خوب نصیبش شده☺️

    ۲ سال پیش
  • منیر

    0

    خداروشکر بالاخره عطا هم کوتاه اومد. 💚

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آره😍💚

    ۲ سال پیش
  • نیلوفرسامانی

    0

    خیییلی وقت بود پدر و دختری عطا و فریال رو نداشتیم🤩🤩❤️❤️قلمت مانا عزیزدلم🤩❤️🤩❤️

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    فدای تو گوگولیِ خوش قلم😍💚

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️