مونالیزا به قلم آزاده دریکوندی
پارت صد و هجده :
فریال مقابل تلویزیون نشسته و خیلی با دقت به سریال مورد علاقهاش خیره شده بود. هر از گاهی از بشقاب توی دستش یک تکه میوه بر میداشت و به دهان میگذاشت. فقط هفتهای دو بار به مزون سر میزد و همچنان کارها را به پریناز سپرده بود. معین شش روز در هفته را طبق معمول به فروشگاه میرفت؛ اما به خاطر شرایط فریال دو ساعت زودتر از دیگران به خانه بر میگشت. تمام دلخوشی روزهایش این بود که به شکم فریال
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خیلی حامیه واسه همه😍
۲ سال پیشلاکی
0بیچاره فرهاد😁
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
همه بهش زور میگن😂
۲ سال پیشحنانه
0تیکه های ***😉😂
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
🙈🙈😂
۲ سال پیشاسرا
0آخه بگودادشم میایدکارمیکنه برام تاارزش بیشترببری معین شرمنده بشه❤
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
هدفش اینه خودش دلبری کنه و منت بذاره که ببین با این وضعیتم چه کارا که نمیکنم🥴 فریال برعکس تمام مهربونی و لوس بودنش بلا هم بود🤭
۲ سال پیشمهلا
0💜💜
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚
۲ سال پیشهانا
1حالا هی بگو چرا میگید فرهاد خوب خدایی مانند نداره فرهاد میرزا تک تک .فریال دعا کن بچت ب داداشت بره
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نه بچهاش دختره به داداشش بره سیبیلو میشه😂
۲ سال پیشرویا (دلتنگ عطا)
0من به پیمان حق میدم ! چین اون مادر و دختر ایشششش 🤢🤢😒😒 تا باشه از این داداشا ! 😂
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
فریال هم اگه میدونست دلیل پیمان چیه قطعا بهش حق میداد به نظرم🤔 واقعا امیدوارم همهی داداشا مثل فرهاد باشن🥰😍
۲ سال پیشنسترن
0دلم ازین برادرا خواست
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خیلی خوبن🥺💚💚
۲ سال پیشZarnaz
0بچم فرهاد یه پا خونه دار شده ها ایول بهش 😍😍چه دایی خوبی میشه عاشقشم❤️💋فصل سوم با اسم میلیون های فرهاد که گلشن حتما باید حامله بشه🤣😁🙈❤️با تشکر بای 💋💋
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
فرهاد مدیون هتل داریه اونجا از بس عطا ازش کار کشید و همه کاری کرد الان همه چیز بلده. گودرت فقط عطا/فصل سوم هم ازم نخواید که جیغ میکشم😂
۲ سال پیشZarnaz
0حتما آمدم سراغ رمان جدیدت 😍😍عالی بود مثل همیشه گل کاشتی دستت طلا ❤️💋یعنی دوپارت دیگه واقعا تمام میشه😥😥نمیخوامم😥
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
تو که انرژی بخشی🥰💚
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نه دو پارت دیگه تموم نمیشه... پارت ۱۲۳ ان شاالله
۲ سال پیشPrya
0فرهاد خودش پدر بشه چی میشههه که الان اینطوریه🥲♥️قلبممم
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
فرهاد یه پا خانه داره واسه خودش🥰😍
۲ سال پیشپرنیا
1تومیگی همش ازفرهاد نحرفین حالا خودت هعییی عزیزترش کن واس ما چقد آخ تو مهربونی ک لباسای معینم اتو میزنی 🥺😋
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اگه دست من بود که از چشم همه تون میانداختم این فرهاد میرزا رو🙈ولی خب خودش این همه خوبههههه😍
۲ سال پیشفاطی
0بسیار زیبا...آزاده جون کسایی که از اول رمان رو وی آی پی میخونن و حق اشتراک رو پرداخت کردند از روز اول چی؟رمان واسه اونا چطور میشه؟
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
دوستانی که اشتراک ویآیپی تهیه کردید تا همیشه رمان رو خواهید داشت🥰
۲ سال پیشمنیر
0عالی💞💞😘
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مرسی😘💚💚
۲ سال پیشآمینا
0بیچاره فرهاد.داماد شد تو سری خور.برادر زن شد بازم تو سری خور.چقدر این بشر خوبه خدایا 😍🥰دیشب اتفاقا میخواستم کامنت بذارم بچه به فریال نره قیافه قدیماش لو میره😅😅چه فرهادیه😅
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خوب شد نگفتی غمگین میگشتم که دیالوگم لو رفته😂
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Roghayyeh
0اخی😍چه داداش جیگری خیلی خوبه این بچه