پارت صد و پانزده :

معین انگشتان او را میان انگشتان خودش گرفت و با انگشت شستش خیلی آرام شست او را نوازش می‌کرد. حالا که یک بار طعم با او بودن را چشیده بود بیشتر دلتنگش می‌شد. روز اولی که فریال قدم توی فروشگاه گذاشته بود، با همه‌ی خانوم‌هایی که دیده بود برایش متفاوت به نظر می‌رسید؛ اما واقعا فکر نمی‌کرد عاشقش شود. آن روزها به او توجه نمی‌کرد؛ اما حالا از هر کسی به او محرم تر و نزدیک تر بود. دلش می‌خواست تم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۷۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    0

    🙏❤

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🤩💚

    ۲ سال پیش
  • مهلا

    0

    💜🥰

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚

    ۲ سال پیش
  • نیلوفرسامانی

    1

    معین ماشاءالله همه جا رو داره فتح میکنه🤣اول خونه عطا الان خونه منیر😂😂 آزاده لطفا زود خونه خودشون رو جور کن❤️🤣

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نیلوفررررررررر😂😂😂

    ۲ سال پیش
  • نیلوفرسامانی

    0

    عزیزم این درخواست خودم معینم بوده😂😂

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی

    0

    پیمان بچه چه به فکره😍🥰❤️

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خیلی خیلی پیمان خوبه😍

    ۲ سال پیش
  • ایلما

    0

    عجب آدم بی شعوری بوده این لات محل😂😂😂خلاصه فریال ومعین همیشه درحال سوتی دادن هستن اینم از دوربین 🤣🤣

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    😂😂😂

    ۲ سال پیش
  • منیر

    0

    مثل همیشه عالی 😍

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی🥰

    ۲ سال پیش
  • Zahra

    0

    وای مامان منیر تو چقد خوبی این معین بی فرهنگ هم اصلا مراعات نمیکنه🤭

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    کلی فحش خورد🤭

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    و میدونم هرچی سحر غرغر کنه روش تاثیر نداره چون فریال ایشالله خونه رو میبینه و از دنج بود خونه خوشش میاد🤣و اون تیکه که به خودش گفت بی شعور خیلی خندم گرفت فردی که سنگ انداخته منظورمه🤣😝

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    این ماجرای شکوندن شیشه‌ی خونه‌ی مامان منیر برای باقی کاراکترها همچنان حل نشه بهتره😅

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    عالی عالی خیلی ممنون آزاده جونم 😍😍تیکه ای که باهم داخل حیاط نشستن و خیلی دوست داشتم😍😍و برای فریال که از یه قصر می خواد بره داخل یه خونه 70 متری سخته ولی به خاطره عشقش باید بره و عادت کنه 😍🙈

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    همینطوره😍بالاخره هردوشون باید همدیگه رو همونطور که قبول کردن شرایط همدیگه رو هم قبول کنن😍

    ۲ سال پیش
  • نفس

    1

    مهم اینه ک اونا تو اون خونه۷۰متری خوشبخت باشن ملاک اول عشق و خوشبختیه طرفه نه خونه

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مهم همینه و امیدوارم دیگران بذارن این دوتا عشق احساس خوشبختی کنن😍

    ۲ سال پیش
  • ستاره

    0

    عزززیزم بعدچهل سال زن گرفته همون اولشم گل زده دیگه بایدرعایت بکنه سخته خو،بعدشم که بچه بیادیه جوردیگه معین بنده خدا..منم اولاتوخونه ۶۰متری زندگی کردم مهم عشق علاقه وتفاهم ومادرزن خوبه 😂😉بقیه مهم نیس

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    وااااقعا قبول دارم که مادرزن خیلی ملاکه😂

    ۲ سال پیش
  • رویا (دلتنگ عطا)

    0

    واقعا چه خونه نقلیِ ریزی 😐🤣

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    شاید باورت نشه ولی من اول ازدواجم مستاجر یه خونه ۵۰ متری بودم😅نمی‌دونم والله شایدم یکم کوچیک تر بود حتی!

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    0

    آفرین فریال ک حرفای سحرروت تاثیر گذاشت ولی نذاشت😂 معینم خوب بلده شیطنتت کنه آقای هول گوگولی🥰🥰😋😋

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    تاثیر گذاشت ولی نذاشت، قشنگ بود😂

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    0

    ای بابا خونه به این بزرگی چی ازتون کم میاد بذارید طفلی پیش زنش بخوابه هیشکی نمی فهمه بخدا.چقدر معین مظلومه دلش زنشو میخواد🥲🥲فریال پاشو با شوهرت برو تو اتاق بخواب ما به کسی نمیگیم

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    دیگه کار از کار گذشته اهمیتی هم نداره که بخوایم به کسی بگیم یا نه😂

    ۲ سال پیش
  • امنه

    2

    ای جانم عاشقانه های معین..منم دلم خواست🥹🥹

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    😍💚

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️