قرار ما پشت شالیزار به قلم فرناز نخعی
پارت صد و هفتاد و یک :
اخمش بیشتر گره خورد.
- مگه چقدر پول داری؟
- خودت چقدر داری؟ آخرین بار رفتی بازار از بابات پول گرفتی. مطمئنم الان چیز زیادی ازش نمونده.
یک قاشق از غذایش خورد.
- قراره برم سر کار. تو خونهی عموت مجانی که کار نمیکنم. نوبت آب محلشون پسفرداست، فردا دستم اونجا بند میشه، بهم دستمزد میدن.
- انگار خیلی مطمئنی استخدامت میکنن. عموم سختگیره.

لطفا صبر کنید...

سارا
2نویسنده جان یه کوچولو طولانی تر پارت بزارید 🥲