پارت صد و هفتاد و یک :


اخمش بیشتر گره خورد.

- مگه چقدر پول داری؟

- خودت چقدر داری؟ آخرین بار رفتی بازار از بابات پول گرفتی. مطمئنم الان چیز زیادی ازش نمونده.

یک قاشق از غذایش خورد.

- قراره برم سر کار. تو خونه‌ی عموت مجانی که کار نمی‌کنم. نوبت آب محلشون پس‌فرداست، فردا دستم اون‌جا بند می‌شه، بهم دستمزد می‌دن.

- انگار خیلی مطمئنی استخدامت می‌کنن. عموم سختگیره.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۵۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سارا

    2

    نویسنده جان یه کوچولو طولانی تر پارت بزارید 🥲

    ۲ سال پیش
  • فرناز نخعی | نویسنده رمان

    چشم🥰

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    1

    ، 💋💋💋

    ۲ سال پیش
  • فرناز نخعی | نویسنده رمان

    ❤️❤️❤️

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️