پارت نود و پنجم :

- اگه می‌تونستی درد تمام این آدما رو خوب کنی، این کار رو می‌کردی؟
ارغوان انگار از شب گذشته تا آن لحظه بسیار تغییر کرده بود. با لحنی که ناتوانی در آن موج می‌زد پاسخ داد:
- نمی‌تونم که.
- نمی‌تونیم به همه‌ی آدما کمک کنیم. حالا فهمیدی چرا تو مغازه کار بعضی‌ها رو انجام می‌دم و کار بعضی‌ها رو نه؟
- اوهوم. خشی؟ تو کار چجور آدمایی رو راه میندازی؟
بعد خودش با لحنی مطمئن پاسخ د

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سهیل

    0

    آخه🫠💖

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    1

    ارغوان عزیزم🥰

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️