پارت بیست و نهم :

آرش لبخندش را جمع کرد و با جدیت در جواب حامی گفت: حقیقت اینه که منو مهواجان از وقتی با هم آشنا شدیم، مدام چالش و درگیری داشتیم و همین باعث شد که آشنایی با خانواده‌ها تا این حد به تأخیر بیفته و باعث همین کدورت‌ها و سوءتفاهم‌ها بشه.
نیم‌نگاهی به مهوا انداخت و با مکث کوتاهی ادامه داد: منظورم از درگیری و چالش، اتفاقاتی هست که تو خانواده‌هامون افتاده، وگرنه که ما دونفر خیلی با هم تفاهم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    0

    ارش یکمی سرلج افتادباامیربخاطرحنانه الان داره سرمهواجبران میکنه🙏

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    عالی بود مرسیییی نگارجونم 💋❤️

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    1

    💐💐

    ۲ سال پیش
  • م

    2

    ای آرش موزمار ،یعنی میخواد چیکار کنه ؟

    ۲ سال پیش
  • رویا

    0

    وایی حدسم درست از آب در امد منتظر پارت بعدیم ممنون نگار جون❤️🌹

    ۲ سال پیش
  • محیا

    1

    امیدوارم که حرفای مامان مهوا درست باشه :)

    ۲ سال پیش
کپی شد!