پارت صد و سی و نهم :


سرش را به شیشه چسباند و به اتفاقات آن روز اندیشید. به آینده‌ای که انتظارش را می‌کشید. به این‌که چیزی نمانده بود از آرسین تقاضای ازدواج کند و به واسطه‌ی ازدواج‌شان او را پابند این کشور نماید؛ اما به موقع جلوی خود را گرفته بود.
فکری ناگهانی باعث شده بود از موضع خود کوتاه بیاید و با دید روشن‌تری به ماجرا بنگرد. طی روزهای اخیر متوجه ترفیع سمت آرسین به سرهنگ شده بود. به این‌که اکنو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!