هدف سخت به قلم زهرا رحمانی
پارت صد و سی و هفتم :
_ماشین رسید!
از تن ظریفش که کت و دامنی رسمی، جوراب شلواریای ضخیم مشکی و کفشهایی پاشنه دار به آن ظاهری رسمی بخشیده بودند، چشم گرفت و پی صدای آرسین بیرون زد.
نگاه تحسینبرانگیز او را نادیده گرفت. مرد جوان همراهش، در آن کت و شلوار مشکی به قدری جذاب شده بود که لحظهای نفساش بند آمد؛ اما سریعا به خود مسلط شد.
_آمادهای بانو؟
دستش را دور بازوی جلو آمدهی آرسین حلقه ک
لطفا صبر کنید...
