پارت صد و سی و هفتم :


_ماشین رسید!
از تن ظریفش که کت و دامنی رسمی، جوراب شلواری‌ای ضخیم مشکی و کفش‌هایی پاشنه دار به آن ظاهری رسمی بخشیده بودند، چشم گرفت و پی صدای آرسین بیرون زد.
نگاه تحسین‌برانگیز او را نادیده گرفت. مرد جوان همراهش، در آن کت و شلوار مشکی به قدری جذاب شده بود که لحظه‌ای نفس‌اش بند آمد؛ اما سریعا به خود مسلط شد.
_آماده‌ای بانو؟
دستش را دور بازوی جلو آمده‌‌ی آرسین حلقه ک

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!