پارت بیست و هفتم :

دل حنانه لرزید اما پاهایش به زمین میخکوب شده بود و توان عقب رفتن نداشت. لب‌هایش را به داخل فرو برد و وقتی آزادشان کرد، هر دو لبش به رنگ شاه‌توت، سرخ شده بودند.
- آرش... چکار می‌کنی؟
آرش لبخند کمرنگی زد. صدایش خش افتاده بود و گفت: یادته بچه بودی، با شاه‌توت لباتو قرمز می‌کردی، یه گل یاس می‌ذاشتی لای موهات، می‌پرسیدی شکل عروسا شدم؟!
حنانه باز هم حرفی نزد و فقط در شوک رفتار آرش

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • رقیه

    0

    سلام رمان تون عالیه چطوری میتونم بقیه شو دانلود کنم

    ۱۲ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    سلام عزیزم، ممنون از نظرتون. اپلیکیشن دنیای رمان رو نصب کنید و از طریق برنامه، قسمت رمان‌های آنلاین، رمان رو دنبال کنید.

    ۱۲ ماه پیش
  • رقیه

    0

    سلام رمان تون عالیه چطوری میتونم بقیه شو دانلود کنم

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    این رمان عالی بود

    ۱ سال پیش
  • اسرا

    0

    اوخ اوخ چی شدولی بچه بودیم چقدرازچیزهایی که رنگ داشتن به لبهامیزدیم مثل آلبالووآلوسرخ که عجیب رنگ میداند🙏

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    2

    حناوارش عاشق هم دیگه ان وخبرازدل هم ندارن

    ۲ سال پیش
  • رویا

    2

    بنظرم آرش عاشق حناست! البته اگه نبود بهتر بود چون به مهوا بیشتر میاد😁🥲ممنون نگار جون موفق باشی❤️👌🏻

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    0

    🫀🫀

    ۲ سال پیش
  • م

    0

    آرش احتمالا عاشق حنا بوده ولی حناعاشق امیره،حالاهم ازمهوا خوشش اومده اونم عاشق امیره،شاید امیر پلیس مخفی باشه

    ۲ سال پیش
  • مریم گلی

    0

    آرش از یه طرف دور و بر حنا میپلکه از یه طرف دیگه دور وبر مهوا ،حالا واقعا به کدومشون علاقه داره ؟ممنونم نگار جون ♥️💓♥️

    ۲ سال پیش
کپی شد!