پارت صد و پنجم :

این سری دیگه نمی‌خوام بگم بیا رمان جدیدم که اسمش «مهمیزهای سیاه» هستش! ☹️
💚
مامان منیر با دلخوری اخمی کرد و گفت:
- معلومه که واسه خودِ تو نیت کرده بودم! چرا همه‌تون شلوغش کردید؟ شاید نوه توی فالت باشه داماد! حالا کی گفته حتما باید بچه خودت باشه؟
این بار نگاه‌ها میان فرهاد و گلشن چرخید. خنده باز هم به لب‌های سحر برگشت و گفت:
- آره واقعا چرا که نه؟؟
فرهاد ترسید... از

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۵۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • مهلا

    0

    💜💜

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚

    ۲ سال پیش
  • ایلما

    0

    چرا به حاج حسین نمیگه بابا میگه عموجون☹️مصطفی م دیگه خنثی شده عکس العملی نداره دربرابر فریال

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نمی‌دونم راستش چرا نمی‌گه🤔

    ۲ سال پیش
  • Zahra

    2

    آزاده جون چه کردی با ما؟؟؟ اصلا از پارت ۱۰۰به بعدانگار رمان جدیدی شروع شده خدایی کی فکرشو میکرد کار مابه اینجا بکشه در مورد این مسایل با معین شوخی کنیم🤭

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا فکرشو بکن!! اونم معین!! دیگه رومون تو روی آقای امینی باز شده😂

    ۲ سال پیش
  • مرجان

    0

    یه جوری جون به لب شدم و عجله دارم معین بفهمه انگار من قراره بچشو به دنیا بیارم🤣😐😂😂😂😂😂😂😂😂😂🔪🔪🔪🔪

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    😂😂😂👌🏻منم استرس دارم

    ۲ سال پیش
  • ترانه

    0

    از الان منتظرم پارت بعدی بیاد...نیم ساعت تا فهمیدن آقای گوگولی بیشتر نمونده 😍آقای گوگولی داری بابا میشیییییی

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آن پارت آمد‌... آقای گوگولی نیز فهمید... معین بابا شده است😅

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    0

    😂😂😁دوستان خییلی نظرات باحالی میدن،نمیدونم چی بگم دیگه .با بیشترشون موافقم🤗

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    دوستان آقای امینی رو شرمنده کردن😅

    ۲ سال پیش
  • منیر

    0

    با فال مامان منیر هیچکدوم فکرشون به فریال هم نرفت، واقعاً خدا به خیر کنه😀

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    در نظرشون فریال نشدنیه!!!😂

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    1

    وای سحر رو بگو اینقدر فریال رو نصیحت کرد به خانواده شوهر رو نده یادش نبود بگه مادر خودتم وا نده یا لا اقل با ایمنی تمام پیش برو😅😅😅یه ذره آزاده حرص بخوره😍😍

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    حرص بده عوضش کامنت هام زیاد میشه😎🤣

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ببین گذشته از شوخی واقعا به نظرم باید درمورد این مسائل هم باهاش صحبت می‌کرد🙈منتها اون همه‌اش تو فکر محل نذاشتن فریال به خانواده امینیه

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    1

    من فکر کنم معین از قصد فریال رو حامله کرده تا عطا رو حرص بده 😅😅فکر کن عطا بفهمه میگه مثلا قرار بوده *** بخونید که خانواده ها بیشتر آشنا بشیم من گفتم عقد .دوماد فکر نمیکنی زیادی از نزدیک آشنا شدی؟😅

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خیلی دیگه از نزدیک🙈

    ۲ سال پیش
  • رویا (دلتنگ عطا)

    1

    آخ خیلی دوست دارم بچشون پسر بشه بعد واکنش عطا رو ببینم 😂 آیا با نوه اش هم به مانند پسر رفتار خواهد کرد ؟ یا که خیر !؟

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    فعلا که هیشکی براش فرهاد میرزا نمیشه🥰

    ۲ سال پیش
  • Prya

    0

    اوووف من میدونم دیگه فرداشبم اونجایی که داره میگه تموم میشه یه انقدشو🤏الان میگفتی خب🤕

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نه نه همه‌اش واسه امشبه🤩

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    0

    معین با این سوپرایز فکر کنم تهران رو باید شام بدی😅😅اه بگو دیگه جون به لبمون کردی.وای فرهاد از دست تو حالا زیاد مودب نباش راحت بگیر یخ دوماد هم باز بشه😅

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    یعنی معین با این موضوع کنار میاد که بخواد شام بده؟🤔

    ۲ سال پیش
  • نیلوفرسامانی

    0

    از دست این فریال خانم🤨😂 اینکه عطا از رفتار و ادب معین خوشش اومده واقعا عالیه😍اما انگار هنوز نمیتونه دخترشو با کسی سهیم بشه😂❤️

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ازش خوشش اومده ولی ابدا نمی‌تونه اعتراف کنه😂

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    0

    فرهاد توچقدرعشقی آخه منم همین طورازحضورش معذب میشم☺️😂مصطفی نچسب کله تکون میدی عین ادم جواب بده اصاکاش بت سلام نمیکرد بیشترحالت جامیومد😒 ودرکل من ازاسترس گفتن فریال مردم بگو دیگگه آخه تافرداشب😮 💨

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا هم حضور معین خیلی جمع رو رسمی می‌کنه🙈امشب ساعت یازده بهش می‌گه چه خبره🥰

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️