پارت صد و ششم :

معین کمی مات نگاهش کرد. درماندگی و اضطراب توی چهره‌ی او به خصوص مردمک‌هایش دیده می‌شدند و احساس کرد دلش پایین می‌ریزد. خیلی دلواپس لب زد:
- چیزی شده؟
- حالا می‌گم بهت...
رو به حاج حسین که حالا داشت با یک مشتری دیگر صحبت می‌کرد، برای جلب توجه‌اش با صدای بلندی گفت:
- عمو جان خدانگهدارت. خسته نباشی!
- به این زودی می‌ری دخترم؟
- بله یه سری کار دارم باید انجام بدم.
- در

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • مینو

    0

    توی اینهمه دردسر بچمون کم بود😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    بیچاره فرهاد این همه تلاش....

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    0

    عالی❤

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • ایلما

    0

    چ شیر تو شیری شد 😐میزان شجاعتت وبرم بشر😂ولی سخته برخورد دیگران نسبت ب این موضوع

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    گوگولی واقعا ریسک شجاعتش بالا بود🤭

    ۲ سال پیش
  • Zahra

    0

    دلم سوخت اختلاف عقیده هاشون داره شروع میشه🥲

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    بیشتر اینکه معینِ با ادب و حساسمون تاااازه می‌خواد با ادب واقعی فریال آشنا بشه😅

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    1

    عالیییی عالیییی مرسیییی ❤️ایول کار فریال خیلی درست بود 😍فریال تو هم نگران نباش اگه پسر باشه همه حلوا حلواتم میکنن مخصوصا قمرالملوک و سحر شک ندارم عروسی میگیرن😁😝🤭

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نه در نظر قمر و سحر که پسر داشتن فریال مهم نیست... اونی که ادامه دهنده‌ی نسله فرهاده نه فریال🙈

    ۲ سال پیش
  • رویا (دلتنگ عطا)۹

    0

    واقعا ؟ من فکر میکردم اگه پسر بشه وضعیت ارث و میراث تغییر میکنه 😐

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آره عزیزم بچه‌ی فریال که از نظر خونی ربطی به خانواده‌ی مظفری نداره

    ۲ سال پیش
  • نیلوفرسامانی

    0

    جواب معین در مورد میزان شهامتش عاااالی بود🤣🤣🤣

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعیت عجیبی بود😂

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    0

    میدونی به چی فکر میکنم به اینکه حامله شدن فریال هم دامن فرهاد بخت برگشته رو میگیره عطا که نمی تونه دوماد رو فحش کش کنه به فرهاد میزنه.یعنی به در میگه دیوار بشنوه🤣🤣

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    کلا هر اتفاقی بیفته فرهاد بدبخته😁

    ۲ سال پیش
  • سمیرا

    0

    طفلی معین..فریال اون روشو داره نشون میده بلاخره هول همدیگه بودیم🫠😂😂بی تربیت شده

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    معین قراره تازه باهاش آشنا بشه🙈👌🏻

    ۲ سال پیش
  • سمیرا

    0

    😪😂😂😂

    ۲ سال پیش
  • ستاره

    1

    عجب واکنشی به به آین بشرخیلی آرومه البته بروزنمیده ها،کاری کرده کارستون معین خان،هفت خان رستم که ردنکرده خان جدیدبراخودش تراشید،حالاعطافک میکنه عمداخواسته میخشابکوبه یابگه قدرت دسته منه💪شرعی وقانونی

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    معین عطا رو ناک اوت کرد😂

    ۲ سال پیش
  • سمیرا

    0

    معین😂😂😂😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    هنوز نفهمیده چی به سرش اومده😂

    ۲ سال پیش
  • سمیرا

    0

    🫠🤣🤣خیلی خنده دار خواهدبود واکنش اعضای خانوادشون عطا سحر مصطفی بابا مامان معین فرهاد وو😂ورضا

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واکنش مرتضی: نگفتم بهتون میم عین لاشیه؟😂

    ۲ سال پیش
  • منیر

    0

    خدا به خیر کنه، از این ور عطا از اون ورم مصطفی 😉🤕

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    دارید به منم استرس وارد می‌کنید🤣

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    0

    فقط خدا به دادتون برسه😂😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    همین!😂👌🏻

    ۲ سال پیش
  • رویا (دلتنگ عطا)

    0

    مردم چیه عطا رو چیکار کنن 🤣🤣

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    معین خودش عین خیالش نیست بعد ماها استرس عطا رو داریم😂

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    0

    وبهترین دیالوگ امشب ،توچندتاشکم زاییدی ک انقدحس مادرانه داری😂دمتگرم فریال آخه آدم انقدخونسردسری دستتو بذاری رو شکمش🤭چقدم بچه دوستداشتی ورونکردی،ولی خداروشکرقبل عقدخودداری کردی عموکه خیلی بدمیشد🤪

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    دیگه فکر کن ادب معین توی چه مرحله‌ایه که همه چی واسش قفله بیچاره

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    1

    باوجودبی حسی ک داری آقای معینی ولی ازت ممنونم ک انقد پشتوانه بودن روبلدی 👌☺️ ولی خیلی من دوستدارم وقتی عطا میفهمه بازم میگی انقدشجاع بودم توخونه خودش بچه گذاشتم توشکم دخترش؟؟!!خدابرسه بدادت😂😂😂😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    این هنوز نفهمیده عمق فاجعه کجاست😂😂😂

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️