پارت پنجاه و ششم :

دیار خیره به دستبند ها تشکری کرد. بازپرس به بقیه اشاره کرد تا اتاق را خالی کنند.
تنها یک لامپ بالای سرشان روشن بود که نور اتاق نه متری را تامین می کرد و انعکاس آن ها را توی تک پنجره ی متسطیلی می انداخت.
دیار نگاهش را از شیشه ها گرفت و مطمئن بود عده ای پشت آن پنجره به تماشایش نشسته اند.
-این افراد را می شناسی؟
به عکس های ردیف شده روی میز نگاه کرد. معلومه که می شناخت همه ی آن ها

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!