پارت سی و چهارم :

وارتوش خانم سمتمون اومد و برامون غذا کشید.
زیر لب تشکر کردم و مشغول غذا دادن به آلما شدم.
سیمین‌خانم: از مزدا خبر نداری آمون‌جان؟
گودرز خان: اون لندهور معلوم نیست داره چه گوهی می‌خوره که سایش هم ما نمی‌بینیم!
چشم‌هام از تعجب گرد شد.
قاشق رو دوباره پر کردم و جلوی دهن آلما گرفتم.
سیمین‌خانم با دلخوری گفت:
- گودرز خان؟!
گودرز خان با تشر جواب داد:
- هان؟ فوض

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!