پاناسیا به قلم عاطفه امیرانی
پارت هفتاد و دوم :
چهل و دو. شمارش معکوس!
.
.
ده.
/
در طبقه آخر آن خوابگاه سه طبقه، دختری روی پاهایش بند نبود. دختری آنقدر خوشحال و سبک و پر از حس خوب بود که بعید میدانست چیزی در دنیا قدرت ناراحت کردنش را داشته باشد.
او حالش خوب بود!
روحش، جسمش، زندگی اش، حرفه اش و مهمتر از همه قلبش...
بخاطر داشتن بهترین مرد دنیا...
حال قلبش برای داشتن پر احساسترین مرد روی زمین، بسیار خوب بود.
لطفا صبر کنید...

اسرا
0خیلییییی پارت طولانی بودممنون خیلی زیادواینکه واقعامادرالینامریض یانه؟آسمان توکشورخارج اگه بجای مقعنه روسری یاشال بپوشه بهترنیست البته ببخشید🙏💋