پارت پنجاه و دوم :

***
- رابطت با متین چطوره؟
چنگال پلاستیکی‌ام را درون تکه‌ای مرغ فرو کردم و شانه بالا انداختم:
- ما باهم غذا می‌خوریم، می‌خوابیم، حرف می‌زنیم، تلویزیون می‌بینیم ولی به اندازه دوتا غریبه هم بهم نزدیک نیستیم!
نجلا: چرا‌؟ هنوز دلخوره؟
چنگالم شکست، با قاشق تکه‌های پلاستیک را از غذایم جدا کردم و جواب دادم:
- نمی‌دونم، چیزی نمیگه.
به مامان که مشغول دلداری دادن بÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۰۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم گلی

    1

    دوباره جو گیر احسان نشی سهیلا ،اونوقت دیگه متین نگاهت نمیکنه ،ممنونم نویسنده جان

    ۲ سال پیش
  • آوا

    0

    عه بابا این احسان دست بردار نیست ظاهرا ، خدا کنه اتفاق بدی میافته دوباره

    ۲ سال پیش
  • آیرین

    1

    عالی💞

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️