مونالیزا به قلم آزاده دریکوندی
پارت نود و هشتم :
چند روزی بود که توی خانهی امینی، صحبت مدام بر سر خرج و مخارج و هزینهها بود! خانوادهی مظفری یک سالن عقد بسیار زیبا در غرب تهران انتخاب کرده بودند که هزینهاش نسبت به دیگر سالنها بیشتر بود و این اصلا جای تعجبی نداشت! حسین و معصومه در خلوت خودشان گفته بودند وقتی معین به تفاوتهایشان اهمیتی نداده است نتیجهاش هم همین میشود! خانوادهی مظفری پر خرج هستند و معلوم است که چنین انتخاب پ
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
محدثه
0واقعا محمدا بگیرن همین محمدرضا سه ماه شده کلا میخواد اقدام کنه🤣🤣
۵ ماه پیشعاطفه
0💕
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۲ سال پیشهدی
0🩷
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۲ سال پیشنسترن
0خسته نباشی بانو😘
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خیلی ممنونم😘
۲ سال پیشایلما
0دستت طلا آزاده جون واقعا خسته نباشی هرجا ک هستی سلامت باشی خودت و خانوادت 😘❤️
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
قربونت عزیزم😘💚 خدا به همهی شما هم سلامتی بده🤲💚
۲ سال پیشایلما
0همیشه رسم و رسومات قدیمی یه حال و هوای دیگه به جشن میدن یه حس خوب من ک خیلی دوسشدارم معصومه جونم خیلی مهربون و تو دلی 😍دستش درد نکنه حالا رضا رو بگو چقدر رک و قشنگ حرف دلش و زد پسر اینجوریش خوبه😜
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
همینو بگو! عین معین هزارتا پارت گرفتار نمیکنه ما رو... دمش گرم😂
۲ سال پیشپرنیا
2درزندگی مثل رضاباشیم😂قشنگگ حرف خودشوزدک بعداحرفی پیش نیاد، معصومه بنده خداچه گیری افتاده واقعادوست داره خانوادش خوشحال باش ولی نمیدونه مصطفی ازون ورچه نیتی داره که نیاد😒 خیالت تخخت ماهستیم☺️☺️
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
واقعا معصومه خیلی غصه میخوره طفلی🥺 پسراش دوتا مرد گنده هستن و این بنده خدا هنوز غصه میخوره
۲ سال پیشZarnaz
0واقعا خسته نباشی داره دوتا رمان بهم پیش بدن مرسی عزیزم ❤️💋اینم مثل امروز دوتاش، باهم گذاشتن واقعا مرسی❤️💋دستت طلا ❤️💋عاشق رضا و رک گویشم دمش کردم❤️
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
رضا با باقی برادراش متفاوته😅 ممنون از همراهی پر انرژیت🥰
۲ سال پیشاسرا
2بنظرم بعضی وقتها حتی زنان خونه دارهم لازم مرخصی بگیرن۱یا۲روزبرای خودشون باشن حالادرست که به اطلاعیهاکه می دهی بدعادت شدیم مثل شیره که مرتضی میگه لازم که همیش باشه😁ولی نگران خواننده های پارقرصتدنباش🙏
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
شیره خوب بود😂 ممنونم ازت عزیزم 😍💚 بازم با اطلاعیه ها بر میگردم به زودی زود🥰
۲ سال پیشZarnaz
0ضرورت نداره نوشتن اطلاعیه ولی تو خودت ما رو اینطوری کردی و ترکمون نمیتونی بدی 😉😎ولی چون دلیلی قابل قبول صبر میکنیم که پر انرژی بیای 💋خیلی دوست دارم یه عالمه بوس بهت خسته هم نباشی❤️💋
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
قربونت عزیزم مرسی😍💚
۲ سال پیشZarnaz
1تازه معین تا الان خیلی تحملش کرده اگه داداش من بود از روز اول که یه بدا اخلاقی و متلکی می انداخت قهر میکردم🙈خسته نباشی مرسی نویسنده مهربونم ایشالله سرت برای چیزای خوب شلوغ باشه نه بد❤️💋
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم😍💚 معین هم تا جایی که تونست راه اومد🥺
۲ سال پیشZarnaz
0عالیییی عالیییی مرسیییی 😍چقدر مامان معصومه رو دوست دارم خیلی مهربونه😍❤️ولی خدایش رو حرف مردم خیلی حساسه به خدا هیچ *** اهمیت به بودن مصطفی نمیده چه باشه چه نباشه با اون اخلاقش😡
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اصلا مظفری ها با بود و نبود مصطفی کاری ندارن... اصلا نمیشناسن نمیدونن کیه😂
۲ سال پیشآمینا
1تنت سلامت اطلاعیه ندادی هم ندادی .اگه نمیرسی پارت هم بذاری اشکال نداره چند روز دیرتر رمان تموم میشه.بازم مرسی 🥰🥰🥰😘😘
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
فدای تو😍💚ممنونم ازت💚
۲ سال پیشآمینا
0جنگ اول به از صلح آخر است.رضا گفت که فردا مصطفی نخواد واسه من ادا بیاد👏👏چقدرم سریع میخواد با ستاره نامزد کنه خیلی به هم میان مبارکشون باشه😅🥰معین هم کار خوبی کرد مصطفی دیگه خیلی شورشو درآورده بود
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
راستش رو بخوای هیچ ایدهای شخصا ندارم ببینم معین کار درستی کرده یا نه فقط میدونم معین بد قهره😂
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

پریییی
0کاش کارکتر اصلی رمان رضا بود خوشم میاد ازششش😂