توأمان به قلم حنانه بامیری
پارت صد و نهم :
***
رُژ لبِ نود را روی لبانم رقصاندم و به چهرۀ جدیدم در آینۀ قدی اتاق نگریستم. صورتی که پس از روزها سنگینی لوازم آرایشی را به جان میخرید. لبم را به داخل دهان فشردم و لبخند کمجانی برای خودم زدم؛ اگرچه عاشق رقصاندن رژ سرخ بر لبانم بودم، با رنگ جدید موهایم تناسب زیبایی نداشت. زیبا که نبودم؛ دستِکم باید کاری میکردم تا زشت هم نباشم.
انگشتش را به در کوباند و بدون اینکه منتظر اجازۀ م
لطفا صبر کنید...
