پیرانا به قلم مرجان فریدی
پارت صد و دوازده :
کمرم به عرق نشسته بود.
حتی شقیقهام از قطرات ریز و درشت عرق نم برداشته و قلقلکم میداد؛ امّا با همهی اینها، تمام تنم از افت فشار و وحشت یخزده و بیتوجّه به گرمای هوا، میلرزیدم.
چشمانم را بسته و به صدای پاهایشان گوش سپردم.
یک...
دو...
سه...
چهار...
قطرات اشکم از گوشه چشمم سرازیر شدند. حتی اگر سالم هم بودم احتمالا نمیتوانستم در مقابلشان دوام بیاورم.
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
مه
5عمیقا دلم میخاد ت این رمان فرو برم و یکی مث پیرانا اینطوری واسم بمیره
۱۱ ماه پیشثنا
4اولین کاری که میکنم اینه که با دوست پسرم کات میکنم😂 دومین کاری که میکنم اینه مه موهامو ابی میکنم و سایه ابی میزنم تا شبی عروس دریای شم با اینکه ادم حسودی نیستم🥲
۱۲ ماه پیشغزل
4دوستان در بیمارستان منتظر شما در بخش قلب و سکته قلبی هستم 😭😭😭😭😭😭
۱ سال پیشMrym
11من بعد از خوندن این پارت:چی میشه منم دوست پسری مثل پیرانااا داشتمممم هااااا
۱ سال پیشالهه
21واکنش بقیه راجب رفتار رستاک: وای یارو دیونست؟ اه اه واکنش ما: برانکاد بیارید عشقم
۱ سال پیشکیمیا
7آقا به به برید کنار داداشه گلمون رستاک وارد میشه
۱ سال پیشنورا
2چقدر خوبن ابونبونل۵ث۵۵سعطتطعنهطنهزنخزپیخم
۱ سال پیشتیتی
5ددی ؟ نو ددی ؟ نوو😭🔥
۲ سال پیشمهدیسا
4یکی ب من اب قند بده 😭😭😭😭اینا چرا اینقدر عسلننننن 🔥🔥🔥🔥من مردم که
۲ سال پیشRAMO
12طوری که همه از دیدن رستاک وحشت میکنن و ویونا امیدوار میشه:
۲ سال پیشN
1ای جان گوگولیا🫠🥲♥️♥️
۲ سال پیشHana
4رستاک عاشق=)>>>> خدایا یکی از اینا بکوب تو سر منننننننننن (البته دارم زر میزنم گوش نکنیا جونمو دوست دارم😂💔)
۲ سال پیشhelia
12بقیه وقتی رستاک رو میبینن: یا خدااا ویونا وقتی رستاک رو میبینه : عشقم اومد
۲ سال پیشمبینا
8فقط منم از ذوق یدور مردم و زنده شد؟تو محشری مرجان دیگه نیازی به لیزر نداریم تا تو هستی
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...
نفس
2عشق خیلی چیز مقدسی هست هرناممکنی رو ممکن می کنه خیلی ممنون مرجان جون