پارت صد و سیزده :

نگاه نیمه بازم به چند چراغ روشن و پرده های کنار رفته ساختمان ها افتاد
با وجود صدا خفه کن، متوجه سر و صداها شده بودند.
صدای بمش را از جایی در درونم می شنیدم
_پلیسا دارن میان…باید بریم.
دستان یخ زده ام را به پیرهن سیاهش آویختم.
این اخرین توانم برای چنگ زدن به آن حجم خواستنی ای بود که مقابلم قرار داشت.
نگاهش عمیقا بغض داشت.
نگاه جنون وارانه سیاهش.
آن چشمان که فق

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۶۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Fatemeh00

    0

    وااایییی:)))

    ۵ ماه پیش
  • ریحانه

    22

    قبل اینکه بخونم پیرانا رو اینهمه ک ازش تعریف می کردن میگفتم خب مث همه رمان های مرجانه دیگ ولی الان میفهمم بلک بلو با همه رمانات فرق داره زیادی هم فرق داره:) میترسم تمومش کنم و دنیای پروانه ایم از بی

    ۲ سال پیش
  • ثمین

    3

    چجوری اینقدر میتونن قشنگ باشن اخه؟😭😭

    ۲ سال پیش
  • الهه

    9

    من واسه اون جمله اخر میتونم رگ بدم

    ۲ سال پیش
  • اتریسا

    6

    از عشق این دوتا من روبه موتممممم

    ۲ سال پیش
  • نورا

    7

    رستاک چقدر عاشق شده بچه

    ۲ سال پیش
  • Mona

    7

    ویونا حق داره اینطوری ناچار باشه و درکل تو زندگی ش خیلی سختی کشیده؛ مرسی از قلم خوبت مرجان.

    ۲ سال پیش
  • دریا

    17

    ولی باید میلادم به جمعشون اضافه بشه و انتقامشو بگیره

    ۲ سال پیش
  • شهید راه پیرانا

    6

    خداااا چشماش عاشق بودنددد بمیرم براتون که تامیایند یکم خوشی ببیند بدبختی با سرعت میادد

    ۲ سال پیش
  • حدیث

    7

    چشمانم عاشق بودند🥺😭🥲اه قلبممممممم😭😭😭😭😭😭❤❤❤❤❤❤

    ۲ سال پیش
  • zahra

    5

    .. چشمانش عاشق بودند:))) هعی

    ۲ سال پیش
  • MAHSA

    2

    الهی بگردممممم

    ۲ سال پیش
  • Ayden

    5

    این هجم از هیجانو نمیتونم تحمل کنم:>

    ۲ سال پیش
  • Fateme

    11

    من الان پتانسیل این و دارم که برای رستاک بمیرم خدااااااا مادر ننه تو چقدر خوبی آخه بچهههه هعی حسرت اینکه یکی مثل رستاک عاشقم باشه منم باش بمیرم تو دلم میمونه میدونم 🥲

    ۲ سال پیش
  • پریا

    9

    و اویی که فقط برای من اینگونه غمگین میشد...رستاکی که فقط برای ویوناش ابرای. سیاه دورش کنار میرن من وقتی یکی تو واقعیت میگه مال منی:🤣🤢من وقتی رستاک به ویونا گفت:😍😘😭💃 وبازهم پیراناوبلک بلوتاابد

    ۲ سال پیش
  • Saniya

    7

    چون که شخص رستاک داره اینو میگه اما خب مردای عادی *** کی باشن که با جناب رستاک مقایسه شن😂

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!