آخرین گلوله به قلم نیلوفر سامانی
پارت صد و پنجاه و هفتم :
هر دو مامور داخل خودروی نیروی انتظامی نشسته بودند تا حکمبازرسی بدستشان برسد.ستوان حیدری موشکافانه عمارت ولیزاده را زیر نظر گرفتهبود.یک جای کار میلنگید! گذرا نگاهی به همکارش انداخت و پرسید:
-بهنظرت این سرگرد اینجا چیکار میکنه؟ رفتارش عجیب نبود؟
ستوان دوم در بطری آب معدنی را باز کرد و پاسخداد:
-فکر کنم پسر سرهنگ محمدیه! مسئولیت پرونده با اون بود.
حیدری دستی به ریØ
مطالعهی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
ترنم
0فقط جواب امیر وقتی بردیا پرسید این مرده یا زن..این پسر واقعا باحاله😂😂
۸ ماه پیشAa
0مثل همیشه عالی وجذاب ممنون🪷🏵🪷
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نوش نگاه پر مهرتون❤️✨️
۲ سال پیشفاطمه
0سه تفنگ دار وارد می شود البته الان دو تفنگ دار وارد می شود بلاخر دارن سرنخ یا اطلاعات پیدا کنن انشاالله پارات بعد یه صحنه اکشن با بردیا امیر سام باشه عالی میشه خوب اینجا یه سوال پیش اومد طرف کیه چیکار
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خوش بشینه به نگاهت عزیزم❤️✨️🥰 پارت ۱۵۸،پارت اکشنمون بود😎😁
۲ سال پیشSheyda
1نیلوفرجون خسته نباشی مثل همیشه عالی و با حضور امیرسام وبردیاهم که عالی تر شده واقعا این پارت بعد عمری با کل کل های امیردیاحالمون خوب شد🌹✨
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خداروشکر که این پارت رو دوست داشتی🥰❤️مرسی از اینکه همراه آخرین گلوله هستی✨️🫂❤️
۲ سال پیشSheyda
0خیلی خوبههه اسم رمانای دیگه ات چیه؟؟
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلام به آخرین گلوله خوش اومدید✨️❤️ عزیزم فعلا تنها اثر بنده همین رمان هست✨️امیدوارم تا انتها ار خوندنش لذت ببرید🥰
۲ سال پیشخاتون
0به به ببین کی اینجاست ، کاپل پر طرفدار😂😂
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بله دقیقا😎❤️
۲ سال پیشآوا
0واییییییییییییی خیلی خوب بود این پارت بی نظییییییییییز ترین پارت برای ترکیب امیرسام و بردیا بود من به شخصه چند باررر این پارت رو خوندم😍❤️ مثل همیشه فوق العاده عالیییییییییییییییییییییییییییی بود💫🫀
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
مرسی عزیزدلم❤️✨️ نوش نگاهتون🥰
۲ سال پیشمهرا
0پس کی برسام میاد !!!!!؟ 😫احساس می کنم از همشون عاقل تره
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
حضور برسام رو در چند پارت آخر خواهیم داشت...❤️
۲ سال پیشمبینا
0لطفا یه خورده رمان رو خلاصش کنید با اینکه خیلی قشنگه ولی خیلی طولانی شده اینجوری ک معلومه باید یک سال دیگ هم این رمان بخونیم☹️🤣
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
عزیزم در اطلاعیه اعلام کرده بودم که رمان تا آخر مردادماه به پایان میرسه✨️و اینکه داستان باید روند خودش رو طی میکرد❤️
۲ سال پیشمتین
0داشتم فکر میکردم اگه امیر جلو بردیا بهار و ببوسه چی میشه😂🪦
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
مشخص نیست؟؟ قیامت میشه😂
۲ سال پیشثریا
0مثل همیشه عالی بود عزیزم 😉❤🌹 من اولش فکر کردم قراره برن دنبال برسام ولی مثل اینکه اشتباه کردم 😫 حالا کی میرن دنبالش شایدم رز و که دزدیدن برسام خودش بیاد پیششون😍
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نوش نگاهت عزیزدلم❤️✨️ آخرین گلوله قراره با اتفاقات غیرمنتظرهای جلو بره...و من به طور مستقیم تا به حال به متحد شدن سهتا پسرها اشارهای نکردم.باید دید چی پیش میاد گلم❤️
۲ سال پیشآمینا
0چقدر ترکیب این دوتا خوبه😅😅خط به خط پارت حس خوبی میدن بهم. بهار چه بی پروا شده واقعا بردیا به رفتار این دوتا توجهی نداره ها وگرنه بایدخیلی قبلتر فهمیده باشه.
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بردیا این چند وقت خیلی تو خودشه و واقعا حواسش نیست...🥺🥲واگرنه درحالت عادی همون پارتی که بهار از ماشین امیر پیاده شد،باید شر به پا میکرد😂❤️
۲ سال پیشپریا
0امیرسام خیلی خوبببههه😍
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
همینطوره🥰
۲ سال پیشفاطمه
0پارتش اولش هیجان بود بعدش خنده دار یه جورایی خوبه واقعا ترکیب یه خلاف کار و یه پلیس معرکه هس انصافا حال کردم با این پارت خسته ام نباشی ها و ما منتظر پارت هدیه ایم ها حواست باشه
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نوش نگاهت عزیزم❤️ پارت ۱۵۵ آخرین پارت هدیه بود و تا انتهای رمان دیگه پارت هدیه نخواهیم داشت عزیزم❤️✨️
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
0به به ترکیب امیرسام و بردیا چه شود..بریم ببینم دارن چیکار میکنن برسامم بود دیگ کامل میشد