آخرین گلوله به قلم نیلوفر سامانی
پارت صد و پنجاه و ششم :
در آن چهاردیواری لعنتی که حتی نمیدانست در کجای شهر واقع شدهاست،اسیر شدهبود!
از پنجره کوچک اتاقش میتوانست رد پرتوهای آفتاب را دنبال کند ؛ با این وجود سایه رعب و وحشت را به وضوح در آسمان زندگیش احساس میکرد.
افراد آهیر برای محافظت از دلآرا آمده بودند؛ اما پارادوکس عجیبش دقیقاً همین جا است!
همان آدمها به دلارا حس ترس و ناامنی را انتقال میدادند! البته ترسناکتر از آ
مطالعهی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
ترنم
0آی خدا لعنتت کنه ایشالله بمیری از دستت راحت شیم اگه بردیا بفهمه سه بار بوسیدتش و دستاشو هم گرفته قیامت به پا میکنه😫
۶ ماه پیشRoghayyeh
0دلارا قشنگ داره با دم شیر بازی میکنه نکن دختر 🥲
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بله دقیقا👌🏻🥲
۲ سال پیشهانیه
0حقته پسره ی مزخرف دوست داشتم بیشتر حرصش بده 😐😁
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
واقعا هم بیشتر از اینا حقشه👌🏻😂
۲ سال پیشفاطمه
0یه دست مرتب دلارا قشنگ آهیر تغییر چهر داد تصور من وقتی آهیر این شکلی میشه 🤡 🤣🤣 آهیر فعلا دور تو دور بعد مواظب باش کی میشه امیر سام با بردیا بیان یکی چشم بگیر یکی دیگه استخون دستش خورد کن 👊
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بله دقیقااااا😂👌🏻❤️
۲ سال پیشمعظمه
0کاش بیان ☹️
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
امیدوارم🥲❤️
۲ سال پیشفاطمه ع
0اصلا عالی. و پرفکت دلی خوب تلافی کرد هرچند اهیر نشونش داد چه کار اشتباهی کرده ولی پارت بعد امید وارم امیرک بیاد و هوووو کو داسس هوو اهیر رو چپ راس کنه😂😂😂😂😂حرکتا کونکفو کاری بزنه و بردیا دستگیر
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نوش نگاهت عزیزم❤️نمیدونم چرا فکر میکنید پارت بعد قراره امیر و بردی به عنوان زورو وارد داستان بشن❤️😂آهیر تازه داره گرم میکنه...
۲ سال پیشثریا
2هیی بیچاره دلی😥 بردی جونم زودی بیا نجاتش بده تا اون پارت قبل میگفتم کاش آهیر منو می دزدید 🙄هم غذای شاهانه هم یه اتاق و لباس و... ولی الان پشیمون شدم😂
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
عزیزمم😂😂 تمام تصوراتت بهم ریخت😂❤️
۲ سال پیشآوا
1دلم میخواد آهیر رو تیکه تیکه کنم آدم به پست تر و عوضی تر ندیده بودم دلم میخواد اون یکی چشمشم کور کنم 🥺🥺🥲 مثل همیشه عالیییییییییی و پرفکت بود نیلوفر جونم❤️💫
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
آهیر واقعا نسبت به سایر دشمنهاشون تو یه لول دیگه است👌🏻😎❤️ نوش نگاهت عزیزم🥰
۲ سال پیشمونا
1مثل همیشه عالی، استرس پارت بعدی و دارم اوه اوه...
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نوش نگاهت عزیزدلم❤️🥰
۲ سال پیشمعظمه
0ی حس میگه تو پارت بعدی قرار دوتا عشق واردشن و پرنسس نجات بدن 😜
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
یعنی ممکنه به این زودی بیان؟🤭❤️ امیدوارم که بیان🥲
۲ سال پیشمتین
0وااا چرا ۱۸ دیه امروز ۱۹ شدما😂😂
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
تولدتون مبارک باشه❤️🎊🥳
۲ سال پیشمتین
0مرتیکه *** ۴۰ سالته بعد چشم به دختر من دوختی؟ حیف نمیتونم وارد داستان بشم
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
🥲🥲💔💔
۲ سال پیشآمینا
2اوف این روانی کیه دیگه.دلارا امضا بکنی یا نکنی آهیر ولت نمیکنه.خدایا چرا از اون دوتا عاشق خبری نیست؟برسام چی شد؟؟
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
دقیقا همینطوره👌🏻 در مورد پسرها هم امیدوارم زودی سروکلهشون پیدا بشه🥺❤️
۲ سال پیشهانا
4خسته نباشی گلم پسر وسواسی روانی بیچاره دلارا گیر چ کسی افتاد خدا کنه هر چ زودتر امیرو بردیا رو سر آهیر خراب شن
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزمم❤️ امیدوارم هرچه زودتر سروکله پسرا پیدا بشه👌🏻❤️🥺
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
0چطور با اون ی چشمش زودی همه چیو دید..دلارا عزیزم دستت طلا خوب کاری کردی منم ی ذره خندیدم با تصور قیافش😂😂