پارت هفتاد و یک :

خشک شده نگاهش می کردم که زمزمه کرد
_اون روز من برای اولین بار لمست کردم…تورو نجات دادم…در اصل من باعث مرگ اون بودم.

***

به سختی نگاهم را مستقیم به چشمانش دوخته بودم.
آفتاب بر روی چشمانم چمبره زده و من با چین دادن چشمانم سعی داشتم با آفتاب به رقابت بپردازم.
سربازی که کنارش ایستاده بود، جوانی نوزده یا بیست ساله بود، به سختی می‌شد موهای بور سبز شده بر روی پشت لبش ر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • بنفش علی

    1

    دقت کردین میکائیل گفت در اصل من باعث مرگ اون بودم:))

    ۶ ماه پیش
  • داریوش فن

    5

    ... ای کاش میتونستم حسی که الان دارم رو توصیف کنم.. اما چه کنم که نمیتونم.. همه چیز از یه رفتار بچه گانه و یه اشتباه شروع شد.. ولی تقصیر خزان نبوده.. چرا باید انقدر خودش رو اذیت کنه.. :(

    ۱ سال پیش
  • فرناز

    13

    چرا تا من میام برا خودم دلیل می سازم ک سر فلان چیز مرده قضیه بکل تغییر میکنه یهو 😐😂 هرچ از این خلاقیت بگم کم گفتم مرجان جون😍

    ۱ سال پیش
  • mahdiye

    7

    در یک کلمه پشماممممم هیچ وقت فکر نمی کردم همچین اتفی افتاده باشه! پس چرا اینقدر خزان بچم رو اذیت کردن😭😭

    ۱ سال پیش
  • مونا

    5

    اینکه هر چی حدس میزنی اما نویسنده یه داستان دیگه رو میکنه خیلی جذابه

    ۱ سال پیش
  • Donya

    6

    اخ انگار که من ان چاقو را خورده باشم دارم میمیرم نه اینبار واقعا میمیرم یکی نجاتم بده🥺

    ۱ سال پیش
  • سارا

    1

    خوب خیلی قشنگ ممنون مرجان جان♥️♥️♥️

    ۲ سال پیش
  • سارا

    1

    وایی خیلی خوبه میکاییل♥️♥️♥️♥️ ممنون مرجان جان

    ۲ سال پیش
  • موفرفری

    7

    حابیل عزیزم💔 اینجوری کشته شد دلم میسوزه واسشون

    ۲ سال پیش
  • پرنیان

    28

    وایی چرا همش غیرقابل پیشبینی عه خزان خیلی گناه داشته خیلی درد کشیده تا رسیده اینجا خزان خیلی کوچولو بوده برای این همه درد یعنی میکائیل نجاتش داده خزان رو پس چرا انقدر مرگ حابیل رو سرکوفت میزد بهش ؟

    ۲ سال پیش
  • ریحانه

    12

    اونی ک خزان رو نجات داد حابیل بود

    ۲ سال پیش
  • پرنیان

    12

    نه اول این پارت میکائیل میگه اون روز من برای اولین بار لمست کردم پس یعنی میکاییل کشیدتش عقب

    ۲ سال پیش
  • مبینا

    0

    سلام بچه ها یکی میتونه من کمک کنه من کد عضویت رو وارد کردم ولی پارت ها باز نشد مجدد کد زدم که زد کد وارد شده اشتباهه اگه کسی میدونه باید چی کار کنم لطفا بگه☹😭

    ۲ سال پیش
  • فرشته

    13

    ولی به دور از همه چیز حابیل هم واقعا عاشق خزان بود . من واقعا نمیدونم واسه کدومشون زجه بزنم !!

    ۲ سال پیش
  • lily

    0

    سلاممم مرجان کد عضویت کی داده میشه؟

    ۲ سال پیش
  • Mari

    7

    ولی از اولش هم خزان و میکاییل باب هم بودنا بخدا یعنی یه شیرینی دیگه داره رابطشون حتی وقتی با هم لج و دعوا داشتن واقعا دمت گرم چقدر انتظار داشتم همین اتفاق بیوفته🥹تو بینظیری مرجان

    ۲ سال پیش
  • یکتا

    0

    وااااهااااااعااااااااای قلبم😭

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️