سایه ی من جلد سوم به قلم زهرا باقری
پارت چهارده :
بیرون رستوران هوا خیلی بهتر بود، اونجا میتونستم راحتتر نفس بکشم و به این فکرکنم که کسی که عاشقشم به کسی جز خودش اهمیت نمیده...
پشیمون بودم که چرا به حرف بابا گوش کردم و گذاشتم تنها تو خونه بمونه، شاید اگه اون بود بحثی هم بین من و مینا پیش نمیومد. اصلاً از وقتی که خونه و زندگیمونو به امون خدا ول کرده بودیم رفتار مینا هم زمین تا آسمون عوض شده بود.
به ماشین که رسیدم با در
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۲۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نیلوفر آبی
1عالی بود ممنون خسته نباشید
۱ سال پیش...
4چه قدر بی معرفته میلاد، اون همه سیاوش براش زحمت کشید حالا یه ناکجاآباد برو ولله
۲ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
سیاوش به خاطر گندکاریاش یکم رو اعصاب میلاده، ولی تهش هیچوقت تو هیچ موقعیتی ولش نمیکنه. فقط زبونی بد میگه از اخلاقش. خداییشم پسر با اخلاقی از بعضی جهات حساب نمیشه🤦
۲ سال پیشسهیل
2دمتون گرم ..ممنونم
۲ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
خواهش می کنم ❤️
۲ سال پیشزهرا
2پارت بعدی کی گذاشته میشه؟
۲ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
سلام عزیزم مشخص نیست تو اولین فرصت میزارم ❤️
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

میم
1نکنه گوشیش رو جنا برداشته باشن،پیام رو سیاوش نفرستاده باشه😱🙏