پارت نود و هشتم :

***
سال نو برای ما نه، برای ساکنین خیابان جُلفا طعم و رنگی دیگر داشت. از کاج‌های آذین بسته تا تصویر خندان بابانوئِل در ویترین مغازه‌ها. هفتۀ دوّم دی جُلفایِ اصفهانِ ایران را، با آیینی دیگر ادغام کرده بود و چه ترکیب زیبایی ساخته بود.
شانه‌به‌شانۀ اشکان سنگ‌فرش خیابان را قدم می‌زدم و به گنبد کلیسای وانک می‌نگریستم.
- تا حالا اینجا اومده بودی؟
سال‌ها ساکن این شهر بودم ام

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Aa

    0

    خسته نباشید قلمتون پایدار👏👏👏🌹

    ۲ سال پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    ممنونم ازتون ❤️

    ۲ سال پیش
کپی شد!