گیلدا به قلم مرضیه اخوان نژاد
پارت دویست و سی و پنجم :
متعجب تای ابرویی بالا انداخت و پرسید:
-دماغت رو عمل کردی؟
نخودی خندیدم و جواب دادم:
-آره، عجیبه؟
اگر بگویم کم مانده بود چشمهایش از کاسهی سرش بیرون بزند، دروغ نگفتهام. نگاهی به سرتا پایم انداخت و با همان حیرت گفت:
-چیکار کردی با خودت که اینقدر لاغر شدی؟
از تغییراتم راضی بودم. برق حسادت دو نگاه مریم میدرخشید. اینبار بلندتر خندیدم و جواب دادم:
-وسط حیاط ن
لطفا صبر کنید...
