گیلدا به قلم مرضیه اخوان نژاد
پارت دویست :
چنان نعرهای زد که از جا پریدم و ریتم ضربان قلبم اوج گرفت:
-زنیکهی هرجایی هیچ معلوم هست داری چه غلطی میکنی؟
از لفظی که به کار برده بود، چشمهایم گرد شد و با ناباوری پرسیدم:
-با منی؟
چنان دادی زد که حس کردم قلبم لحظهای تپیدن را از یاد برده است:
-پس فکر کردی با کدوم خریام؟ هرجایی تر از خودتم سراغ داری؟! ننه بابای اسکول من رو گول زدی و خودت رو بند من کردی که عقدت کنم و
لطفا صبر کنید...

فریبا
0ممنون نویسنده جون😘😘😘