پارت صد و نود و نهم :

چشم بستم، به پشتی صندلی تکیه دادم و با تمام وجودم به صدای گوشنوازِ باران گوش سپردم.
آخرین روزهایی بود که قرار بود با این هیکل و این قیافه سر کنم. دو روز دیگر من آرتمیس می‌شدم با چهره‌ای جذاب و زیبا و اندامی خیره کننده و دلربا.
بعید می‌دانستم هیچ‌وقت دلم برای این چهره و اندام تنگ شود. با شنیدنِ حرف‌های اطرافیانم که من را همیشه چاق و زشت و خیکی و کلی الفاظ زشک و رکیک صدا می‌زدند و

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!