پارت صد و هشتاد و دوم :

درحالی‌که دیدگانم را اشکِ شوری پوشانده بود، با صدای دو رگه ناشی از بغض چنبره زده در گلویم گفتم:
-قبل خواننده شدن رو شعورت حتماً کار کن. این‌جوری نمی‌تونی طرفدار پیدا کنی.
از گوشه‌ی چشم نظری حواله‌ام کرد. انگار با نگاهش می‌گفت این چیزها به تو ربطی ندارد.
چشم‌های خیسم را سمتِ پنجره چرخاندم و لا لب‌های لرزان به خیابانِ پیش‌رویم چشم دوختم؛ برای لحظه‌ای آرزو کردم روزی رسد که

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!