پارت پنجاه و هفتم :

توی لحن کلامش مشخص بود که آن‌چنان تمایلی نداشت اما چشمانش سرخ از خواب بود. تایم خواب اون توی روز و من شب بود. از پشت میز بلند شدم و با قدم های آهسته به سمت پله ها رفتم. اما با چیزی که به ذهنم رسید از حرکت ایستادم و با صدای آرامی پرسیدم:
-بازی بعدی چیه؟
از این بالا بهش نگاه کردم که پشت به من نشسته بود. دستش را جلو برد لیوان را نزدیک لبش کرد و با مکث کوتاهی جواب داد:
-شام آخر!
مرمو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • لونا

    1

    آرننننن جیگرم برات کبابه بچممم😭😭😭 اگه من اونجا بودم خودم تا آخر عمر دوستت می داشتم😭

    ۶ ماه پیش
  • ز

    0

    خیلی ممنون از نویسنده

    ۱ سال پیش
  • FoZoL

    1

    عه بلاخره اعتراف کرد 🥲ولی میدونی دلم سوخت 🥲😂

    ۲ سال پیش
  • حدیث

    7

    حس میکنم نور نمرده یا حداقل الیسا باعث مرگش نیست نمی دونم ولی خیلی عالیهههه🥲✨

    ۲ سال پیش
  • فافا

    1

    روزهای پارت گذاری رو بیشتر کنید لطفا

    ۲ سال پیش
  • نرگس جونی

    2

    وااااییی ازدیشب یه بند از پارت اول خوندم عااالیییی بود لطفا زودتر پارتای بعدی روبزار حدیث جونیی من من عاشق خودتو هانتر جونم شدم یه دونه از این شکارچیا واسه پست کن بی زحمت 😂😂😂😂

    ۲ سال پیش
  • الیسای هانتر

    0

    عالی بود مثل همیشه حدیث جونم ♥یه پارت هدیه به ما مظلوما بده🙏🏻🥺

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    🥺🫰🏻♥️

    ۲ سال پیش
  • Zahra

    0

    مثل همیشه عالی و هیجانی دستت مرسی حدیث جون😍

    ۲ سال پیش
  • ...

    0

    کل پارتارو یبار دیگه خوندم🙃❤️ خیلی دوسش دارم

    ۲ سال پیش
  • Parvane

    0

    واسه منی که از ۱۳ سالگی رمان میخونم این بهترین زمانیکه که خواندم قلم و شخصیت پردازی و محور داستان و همه چیز رمان به خوبی نوشته شده خلاقیت نویسنده و ایده ی متفاوتش واقعا معرکست عالی هستی حدیث جان موفق

    ۲ سال پیش
  • فاطمه?

    0

    حدیث باورت نمیشه من چندبار خواب هانتر رو دیدم کراشش سگی زدم روش اصن وقتی پارت میذاری قلبم تاپ تاپ میزنه عاشقتم🙃❤️

    ۲ سال پیش
  • مهلا

    0

    عالی بود

    ۲ سال پیش
  • گلی

    0

    وای آرن بیچاره 😭😭دلمم براش میسوزهاااا

    ۲ سال پیش
  • پری

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • صحرا

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️