پارت نود و نهم :

تراس خانه پر بود از انواع گل‌های شمعدانی، اطلسی و پتوس. یک میز کوچک مربع‌شکل با دو صندلی و منظره‌ای از فضای سبز که درست روبه‌روی آپارتمان بود. نسیم بهاری، بوی خوش گل‌ها و عطر تلخ قهوه، آنقدر دخترک را سرمست کرده بود که آن نخ سیگار کنار فنجان قهوه، دست‌نخورده باقی مانده بود و چشم به زیبایی‌های طبیعت داشت.
طاها صندلی را عقب کشید و کنار افرا نشست.
- اینقدر گشتم تا یه خونه پیدا کنÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم گلی

    4

    ای جان بلاخره اومد سراغ عشقش ،انشالله حال ساغر هم خوب بشه اون وقت دوتا زوج زندگی خوبی رو شروع کنن ،چقدر از بابا گفتن افرا به طاها خوشم اومد ،ممنونم نگار جان

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️